بعقيدهء نيبرگ « 1 » در زمان ساسانيان سه نوع تقويم وجود داشت از اينقرار :
1 - تقويم قمرى ، كه در آن هر سال قمرى 355 يا 353 روز داشت و هر ماه مركب از شش هفته پنج روزه بود . اين يك نوع تقويم روستايى و معمول مانويان غير ايرانى بود .
2 - تقويم كشورى و رسمى شمسى ، كه روژوهيژگيه « 2 » ميخواندند و داراى 12 ماه سى روزه باضافه پنج روز خمسه مسترقه ( پنجه دزديده ) بود . در اين تقويم ربع روز ( شش ساعت ) علاوهبر 365 روز را رعايت نميكردند ، بقسمى كه سال در هر چهار سال يكروز عقب ميافتاد .
3 - تقويم دينى ، كه آن را وهيژگيه « 3 » مىناميدند . اين تقويم هم بر اساس سال شمسى بود ( داراى 12 ماه و پنجه دزديده و يك ماه اضافى در هر 120 سال ) .
خمسه مسترقه ، كه در تقاويم ( 2 ) و ( 3 ) پس از ماه آخر سال قرار ميگرفت ، در تقويم كشورى در تمام ماههاى سال ميگشت ، زيرا سال كشورى كوتاهتر از سال نجومى بود .
تاريخ بعضى اعياد ، كه بيرونى شرح داده است ، با حوادث طبيعى فصول مربوطه متضاد است و از اينجا معلوم مىشود چند قسم سال شمارى متداول بوده و در حساب افزايش ايام زائده بىنظمى واقع ميشده است . بيرونى ترتيب ايام اضافى تقويم روحانى را بيان مىكند ، ولى در عمل فقط به سال كشورى آشناست « 4 » . مثلا
هامش
( 1 ) - نيبرگ ، متون راجع به تقويم مزديسنى ، ص 83 و بعد ، مقايسه شود با هيگنس لشكركشى قيصر موريكيوس بايرانpersian War of the Em peror maurice Higgins , The، فصل اول در تاريخ مختصر تقويم ايرانى عهد ساسانيان ؛ هيلدكارد لوىHildegarde Lewy، تقويم ايرانى ، اورينتاليا ، دووه 10 ، جزوه 2 - 1 ( 1941 ) .
حسن تقىزاده ، مجله انجمن شرقى آلمان 1937 ، ص 79 - 583 . و بولتن شرقى ، دوره 9 ، ص 125 و بعد وAOدوره 28 ، ص 311 - 258 و گاه شمارى در ايران قديم تهران 1317 .
( 2 ) -roz - vihezaghih( 3 ) -Vihozaghih( 4 ) - نيبرگ ، ص 86 .