نخستين ، اختلاف عقيده بسيار بوده است و موجب مباحثات و مناقشات بسيار در الهيات و نجوم ميشده است ، زيرا كه جماعتى آن خداى واحد قديم را مكان ( به زبان اوستايى ثوش ) « 1 » و جماعتى زمان ( زرون « 2 » به پهلوى ) « 3 » ميدانستهاند . عقيده دسته اخير پيش برده « 4 » و آيين زروانپرستى را پيروان ميترا قبول كردند در كتيبه آنتيوخوس اول پادشاه كماژن ، كه در مقدمه اين كتاب ذكرى از آن بميان آمد و بعدا نيز خواهد آمد ، نام زرون اكرن « 5 » ( « زمان بيكران و نامتناهى » ) را بلفظ يونانى خرونوش آپيروس « 6 » نوشتهاند .
مانى كه در زمان نخستين پادشاهان ساسانى بدعوت برخاست ، چون ميخواست گفتار خود را با اعتقاد زردشتيان زمان خويش موافق كند ، خداى اعلى را زروان ناميد .
دليل اينكه آيين مزديسنى در زمان ساسانيان به صورت زروانپرستى بوده ، اين است ، كه نه تنها كلمه زروان در آن عهد با نام اشخاص بسيار تركيب شده است « 7 » ، بلكه يك دسته از عبارات مورخان يونانى و ارمنى و سريانى « 8 » مؤيد اين مدعاست ،
هامش
( 1 ) -Thvasha( 2 ) -Zrya( 3 ) -ZurvanياZervan( 4 ) - بنابر عقيده نيبرگ ( دين ، ص 388 ) ، مغان ماد قبل از گرويدن بدين زردشت زروانپرست بودهاند .
( 5 ) -Zrvan akarana( 6 ) -Khsonos Apeirns( 7 ) - وزندنك ، چگونگى تعاليم زردشتZarathustros Wesendonh , Das Wesen der Lehreليپزيگ 1927 ، ص 19 .
( 8 ) - كريستنسن ، تحقيقات درباره مذهب زردشت در ايران قديم ، ص 47 و بعد نيبرگ ، دين ، ص 380 و بعد . دومناس ، بولتن شرقى ، ج 7 ، ص 587 و ما بعد . درباره متون ايرانى راجع به زروان ر ك تسنرZaehner، زروانيكاZurvanika، 3 - 1 ، بولتن شرقى ، ج 9 ، ص 303 و بعد و 573 و بعد و 871 و بعد .