همچنين در حين جنگ بايد براى هنگام صلح چنان مستعد باشد كه عنان جنگ و صلح را در قبضه اقتدار و اختيار خود نگهدارد تا براى ازدياد قدرت و نفوذ و منافع خود به كار برد .
2 - در هنگام جنگ از اهم واجبات است كه بجميع وسائل ممكنه متخصص و فرمانده و سپاهى از ملل و اقوام مختلف بويژه تربيتيافتگان اروپائى بداخله كشور جلب كنند . چنان كه در زمان صلح هم لازم است ارباب معارف و صنايع را از خارج بكشور خود جلب و جذب نمايند و بطور كلى ملت روس علاوه بر كسب منافع و فوائد ساير اصول و محسنات حياتى را از ملل و ممالك ديگر بدست آورد . اين بهترين شيوه پيشرفت است كه سودش مستقيما بكشورشان ميرسد .
3 - هنگام فرصت مانند صيادى كه از چپ و راست نگران حالت صيد باشد در تمامى امور و مصالح حاريه اروپا و اختلافات و منازعات اروپائيان مداخله نمايد بويژه در حوادث كشور آلمان كه بواسطه قرب و جوار ممكن است مستقيما منشاء استفاده و فوائد بزرگ گردد .
4 - براى القاء فساد و دشمنى و حسادت و كينه دائمى واجب است اصول رشوه را در داخله كشور لهستان رواج داده نفاق و اختلاف در ميان آنان انداخته بزرگان آن قوم را ببذل مال و استمالت احوال به طرف خود جلب نمايند . چون به اين مقصود رسيديد پادشاه آنجا را از ملت و دستپرورده روس انتخاب كنيد تا سپاهيان روسى را براى حمايت و حفاظت پادشاه در داخل آن كشور جاى دهيد ( وسايل توقف اين سپاهيان را در وقت فرصت ميتوان تحصيل كرد ) و اگر از طرف دول مجاور ابراز مخالفتى شود فورى وانمود كنيد كه لهستان را با آنان تقسيم خواهيد كرد و بدين وسيله آتش فتنه و فساد را فرو مينشانيد ، ولى منتظر نشويد كه آنها بشنيدن لفظ ( تقسيم ) بخواهند مداخله كنند ، بدرند و بشكافند و حق خود دانند سهم و حصه آنان را پس از مجاملات بنحو عطيه به آنان واگذاريد .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 422
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٤٢٢