تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
ميبينيم قسمت اعظم ملل اروپائى پير و فرتوت شده رو بضعف و فساد گذاشته است در هرحال اين ضعف با قدم بلند سريعى متوجه آنان گرديده و از اينجا چنين نتيجه ميگيريم كه آنها باسانى بدست يك ملت جوان و جديد مغلوب ميشوند به شرطى كه اين ملت تمام قوت و قدرت خود را تحصيل كند . من هجوم ملل غربى و مشرق زمين را در آتيه نزديك از طرف شمال يك جنبشى ميدانم كه خداوند با قدرت و مشيت خود نقشه آن را كشيده و اجراى آن را بما محول فرموده است همانطور كه تجديد حيات ملت روم بوسيله هجوم برابره به عمل آمد . مهاجرت و هجوم ما از طرف قطب بجنوب مانند جزر آب رود نيل است كه در بعضى مواقع معين با گل‌ولاى خود سرزمين غربى مصر را پرقوت ميسازد من اينرا دريافته‌ام كه روسيه يك چنين رودخانه است و من اينطور آن را ترك ميكنم ، جانشينان من بايستى آن را بيك درياى ژرفى مبدل سازيد كه مقدر شده اروپاى ضعيف و بينوا را معمور و آباد كنند و اگر جانشينان من ندانند كه چگونه آبهاى اين دريا را راهنمائى كنند امواج آن از سواحل مخالف فرو خواهد ريخت . به همين دليل است كه من تعليمات زير را از خود باقى گذارده و بازماندگان و اخلافم را توصيه ميكنم كه آنها را تحت‌نظر و مورد توجه قرار دهيد . 1 - بر دولت روس واجب است كه ارتش را هميشه مانند شمشير آخته حاضر بجنگ دارد . و بر ملت روس لازم است كه همواره خود را در برابر جنگاوران دشمن با شمشير كشنده حاضر ساخته تا بدين شيوه بجنگ و خونريزى الفت گيرند و در زمان صلح با صلاح امور ماليه و افزايش درآمد پردازند تا لوازم جنگ را آماده و تجهيزات كامل ارتش را چنان كه شايد و بايد فراهم دارند و چنان مستعد قتال باشند كه گوئى در جبهه جنگ دست باسلحه حاضر و مستعد و فقط گوش بلحظه فرمان دوخته‌اند . اكنون كه زمان صلح و آرامش است روسيه بايد استعداد و تجهيزات خود را چنان قوى دارد كه اگر غفلتا جنگ و جدالى پيش آيد ابدا نيازى به تهيه و تدارك نباشد و