تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
كرد . تا مدتى شاه در واگذارى چنين حق و امتيازى كه فرمانده كل قوا را تقريبا داراى قدرت و اختيار پادشاهى ميكرد خوددارى و اشكال‌تراشى مينمود ، اما بالاخره تسليم شد و نادر يكمرتبهء ديگر براى جنگ با افغانها كه در زرقان در بيست ميلى شمال شيراز آخرين مقاومت و ايستادگى را مينمودند حركت كرد . غلجائيان بحمله پرداختند ، اما آتش شديد تفنگداران نادر حملهء آنها را دفع نمود كه نادر بحمله پرداخت از هم متفرق شده و پس از چند ساعت با بىنظمى كامل بشيراز رسيدند . اشرف مايل بود كه با تشريفات جنگى عقب‌نشينى كند . اما نادر جواب داد كه تمام افغانها بقتل خواهند رسيد مگر آنكه فرمانده خود را تسليم كنند . خان‌هاى قلزائى عموما با اين پيشنهاد موافقت نموده ولى اشرف ناگهان با دويست نفر از پيروانش گريخت و اين علامت تجزيه و پراكنده شدن ارتش بدستجات كوچك بود و اين دسته‌ها در تحت رياست روساء خود هركدام از راهى بسوى قندهار حركت نمود ، تعاقب ايرانيان با موفقيت انجام گرفت ، چه آنها از روى لاشه شتران كه از پا افتاده و مرده بودند و حتى لاشه پير مردان و اطفال پس از آنكه خسته شده بودند آنها را كشته بودند تا از انتقام سواران ايرانى نجات يابند افغانها را تعقيب مينمودند .

مرگ اشرف 1143 هجرى 1730

لار و كرومان بعدا قيام نمودند و اشرف كه ملاحظه كرد تمام اميدهايش براى نگاهدارى موقعيت خود حتى از اين شهرستانهاى دوردست از دست رفته كوشيد كه خود را از راه سيستان بمرزوبوم خود برساند اما بلوچىها كه موقعى با او متحد بودند در اينموقع حاضر شدند افغانهاى مغلوب و مرغوب را غارت و چپاول كنند . يكى از افغانهاى بلوچ اشرف را با دو نفر از همراهان در حال سرگردانى در بيابان لوت ديد و فورا او را بقتل رسانيد . سر او و همچنين الماس بزرگى كه در نزد او يافت برسم هديه نزد شاه طهماسب فرستاد ، و او در آن موقع بايد از مجازاتى كه درباره قاتل پدر
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 419 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى