تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
پسر دوّيم او نصر الله ميرزا ، بيست و يك ساله است و اسما حاكم مشهد و والى خراسان است ، ولى يك نفر پيشكار دارد كه امور به عهدهء اوست ، پسر بزرگ او وقتى [ كه ] نايب بود فقط به مواجب نايبى گذران مىكرد ، به ساير مناصب هم كه رسيد ، بيش از آن مواجب منصب ، [ مواجبى ] به او نمىدادند و نادر شاه بيشتر از ساير صاحب‌منصبان به او اعتنا نمىكرد و [ حتى ] اجازه داده بود با آنها نشست‌وبرخاست كند و به او فهمانده بود كه اگر تقصيرى از او سربزند ، يا از تكليف خود غفلت نمايد ، به سختى [ مجازات ] ديگران ، بر او سياست جارى خواهد شد . هرقدر رضا قلى ميرزا بهتر از عهده خدمت برآمد ، او را ترقى داد ، سهل است ، بر محبت پدرى نسبت به او [ نيز ] افزود . من خود او را نديده‌ام ، ولى اشخاصى كه او را مىشناسند عقيده‌شان بر اين است ، كه به قدر پدرش نادر شاه ، در عالم مشهور خواهد شد ، چرا كه مكرّر در جنگها شجاعت و تدبير ظاهر ساخته و در زمان بودن نادر شاه در هند ، در ساير امور نيز كفايت بىاندازه ازو بروز نمود . از قرار اطلاعات شخصى كه از ايران به من رسيده ، با كمال مهارت تمام امور مملكت را از پيش برد و تا مراجعت پدر ، مملكت را آرام و راحت نگاه داشت . در ميان صفات بىنظير نادر شاه ، حافظهء او خالى از غرابت نيست ، كمتر چيزى است كه كرده و گفته باشد و به خاطر نياورد . تمام صاحب‌منصبان عساكر بيشمار خود را به اسم مىخواند و تمام سربازهاى خود را ، كه مدّتى است خدمت كرده‌اند ، مىشناسد . و اگر به يكى احسانى يا تنبيهى كرده باشد ، به‌خاطر مىآورد ، به يك يا دو نفر منشى تقرير مىكند كه بنويسند و در همان‌وقت در ساير امور حكم مىكند [ و ] همه را به ترتيب و بلاتأمل ادا مىنمايد . شنيده‌ام در وقت جنگ هنر او عجيب است ، باور نمىتوان كرد ، كه به چه زودى طرف غالب و مغلوب را تشخيص مىدهد و به چه اهتمام به قشون خود مدد مىرساند ! اگر يكى از صاحب‌منصبان بزرگ او ، قبل از غلبهء دشمن ، از ميدان در رود ، نادر شاه به شخصه رو به او مىرود و او را با تبرزينى ، كه