تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
همان سخن را تكرار كردم ( و از او خواستم كه براى نماز پياده شويم ) فرمود : اينجا نمكزار است و در آن نماز خوانده نشود ، گويد : هم چنان رفتيم تا در جايى خود آن حضرت ( بدون اينكه من سخنى بگويم ) پياده شد و به من فرمود : نماز خوانده اى يا نماز نافله ميخوانى ؟ عرضكردم : اين نمازى است كه مردم عراق آن را نماز زوال مينامند ، فرمود : اما آنها كه اين نماز را ميخوانند همان شيعيان على بن ابى طالب ( ع ) هستند و اين نماز اوّابين ( توبه كنندگان ) است ، پس آن حضرت نماز خواند و من هم نماز خواندم آنگاه ركاب گرفتم و ( حضرت سوار شد ) همان دعا را خواند ، آنگاه فرمود : خدايا « مرجئه » را از رحمت خويش دور گردان كه براستى آنها در دنيا و آخرت دشمنان ما هستند ، من عرضكردم : قربانت چه چيز شما را ( ناگهان ) به ياد « مرجئه » انداخت ، فرمود : ( بىمقدمه ) بخاطرم آمدند . شرح - مجلسى ( ره ) پس از اينكه چند معنى براى ارجاء ( و مرجئه ) مىكند در پايان گويد : اظهر آن است كه مقصود از مرجئه در اينجا كسانى هستند كه على عليه السّلام را در خلافت از درجهء اولى بدرجه چهارم تنزيل داده‌اند يعنى عموم اهل سنت و عامه .

[ قطعه اى از تاريخ پيغمبر - ص - ]

418 - حسين بن ابى حمزه از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود : هنگامى كه قريش تصميم بكشتن پيغمبر ( ص ) گرفتند با هم گفتند : با ابو لهب چه كنيم ؟ ( چون او روى حمايت كشى فاميلى و خانوادگى هم كه شده حاضر نيست تن به اين كار دهد و اگر بفهمد حتما از ما هم جلوگيرى خواهد كرد ) ام جميل ( همسر ابو لهب ) گفت : من او را از سر شما دور ميكنم و به او ميگويم : امروز ميل دارم در خانه بنشينى و با هم مىصبوح بنوشيم . چون فردا شد و مشركين آمادهء كشتن پيغمبر ( ص ) شدند ، ابو لهب ( طبق پيشنهاد ام جميل ) با همسرش در خانه نشست و بميخوارگى مشغول شدند ، ابو طالب ( فرزندش ) على عليه السّلام را طلبيد و به او گفت : پسر جانم بنزد عمويت ابو لهب برو و در خانه اش را بزن اگر در را باز كردند كه داخل شو و اگر باز نكردند در
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 97 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى