شود . . . « تا آخر آيه ( كه حديث 252 گذشت ) . 254 - اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود : آنچه را دوست داريد نخواهيد ديد مگر وقتى كه بنو فلان ( مجلسى ( ره ) گويد : مقصود بنى عباس است اگر چه مدت زيادى از انقراض آنان بگذرد ) در ميان خود اختلاف كنند ، و چون اختلاف كنند مردم بطمع افتند و دودستگى و تفرقه ايجاد شود و ( آن وقت است كه ) سفيانى خروج كند .
حديث صيحه و آواز آسمانى
255 - اسماعيل بن صباح گويد : از پيرى شنيدم كه ( اين حديث را ) از سيف بن عميرة نقل ميكرد كه گفت : من در نزد ابو الدوانيق ( منصور دوانيقى ) بودم و از او شنيدم كه بىمقدمه به من گفت : اى سيف بن عميرة بناچار يك منادى ( آسمانى ) بنام مردى از فرزندان ابو طالب ندا كند ! به دو گفتم : كسى هست كه اين حديث را روايت كند ؟ گفت : قسم بدان كه جانم بدست او است كه به گوش خودم از او ( يعنى از امام باقر ( ع ) چنانچه در آخر حديث بدان تصريح كرده است ) شنيدم كه ميفرمود : بناچار بايد منادى ( آسمانى ) بنام مردى ندا كند .
گفتم : اى امير المؤمنين براستى كه من تاكنون اين حديث را نشنيدهام ؟ گفت : اى سيف وقتى اين ندا بلند شود ما نخستين كسى باشيم كه آن را اجابت كنيم ( و بپذيريم ) چون كه آن مردى كه بنامش ندا شود يكى از عموزادگان ما است ، گفتم : از كدام عموزاده هاى شما ؟ گفت : از فرزندان حضرت فاطمه عليها السّلام سپس گفت : اى سيف اگر نبود كه من اين حديث را از ابا جعفر محمد بن على ( يعنى حضرت باقر عليه السّلام ) شنيده بودم و بجاى او تمام مردم زمين اين حديث را براى من حديث ميكردند من نمىپذيرفتم ولى او محمد بن