رسولش ( ص ) نيست . و در نزد مردم آن زمان بىارزشترين متاع كتاب خدا است در صورتى كه آن طور كه بايد و شايد خوانده شود ( و به همان گونه كه منظور خدا است تفسير گردد ) و هيچ متاعى هم باز پرمشترىتر و گرانقيمتتر از همان كتاب خدا نيست در صورتى كه آياتش از جاهاى خود تحريف و تغيير يابد ( و بسود دنيا داران و بر طبق ميل زمامداران بناحق تفسير گردد ) و در ميان بندگان و هم در ميان شهرها در آن زمان چيزى از معروف ( و كار خير ) بيشتر مورد تنفر و انكار نيست ، و چيزى هم از منكر ( و كار زشت ) بيشتر مرغوب نيست ، در آن زمان هيچ كار هرزه اى بدتر و هيچ كيفرى جان فرساتر از راه يا بى در وقت گمراهى ( يا در نظر گمراهان آن زمان ) نيست ، چون كه خود قرآندانان قرآن را پشت سر اندازند ، و حافظانش آن را بدست فراموشى سپارند تا آنكه خواهشهاى نفسانى آنها را بدنبال خود كشاند ، و اين شيوه را ( پشت در پشت ) از پدران خود به ارث برند ، و بدروغ و تكذيب دست بتحريف و تفسير قرآن زنند و آن را ببهاى ناچيزى بفروشند و بدان بىرغبت باشند .
در اين زمان است كه قرآن و اهل آن مطرود و راندهء از اجتماع گردند و هر دوى آنها رفيقان يك راهند كه كسى پناهشان ندهد ، وه كه چه رفيقان وفادار و پسنديده اى هستند ، و خوشا به حال آن دو و آنچه بخاطرش كار ميكنند .
در آن زمان قرآن و اهل قرآن ( به ظاهر ) در ميان مردمند و ( در باطن ) در آنان نيستند و با آنها هم ( موافق ) نيستند ، و همراه آنان نيستند ، اين مردم بر جدائى ( و دورى از حق و حقپرستان ) گرد هم آيند ( و جمع شوند ) و از جماعت ( مسلمانان ) پراكنده گردند ( و هر يك براهى رود و براى خود مرامى تأسيس كنند ) .
سرپرستى كار اين مردم و كار دينشان را كسانى بدست گرفتهاند كه به نيرنگ و زشت كارى و رشوه و آدمكشى در ميان آنها رفتار كنند ، گويا خود را پيشوايان و راهنمايان قرآن مىپندارند در صورتى كه قرآن
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٤٧