آيا محبوبهء من به صرف اينكه ناديده پنداشت دوست عزيز او را دوست ندارم او را هم دوست نميدارم ؟
( در صورتى كه اين پندارش بى جا است و من هم او را دوست دارم و هم دوست او را ) .
و به خدا سوگند اگر اين دو نفر مرا دوست ميداشتند قطعا آن را هم كه من دوست ميداشتم آنها دوست ميداشتند . شرح - حجر بن زائدة و عامر بن جذاعة از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السّلام بودهاند و بنقل كشى آن دو از حواريين آن بزرگواران بودهاند ، و از اين رو اين حديث را كه دلالت بر ذم آن دو مىكند از نظر سند ضعيف دانسته و بتعبير علمى گفتهاند « سند جرح مجروح » است .
و كثير عزة نام شاعرى است كه در سال 150 هجرى از دنيا رفت و از شيعيان شديد التعصب بوده و « عزة » دختر جميل محبوبهء او است كه بيشتر شعرهاى خود را در بارهء او گفته .
562 - قاسم شريك مفضل كه مردى راستگو بوده گويد : شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه ميفرمود :
حلقه هائى ( و گروههائى دور هم ) در مسجد ( مدينه ) تشكيل مىشود كه هم ما را بر سر زبانها مشهور ميكنند و هم خود را ، اينان از ما نيستند و ما هم از آنها نيستيم ، من ميروم و پنهان ميشوم و پرده بر خويش مىافكنم ( كه كسى مرا نشناسد ) و اينان پردهء مرا ميدرند ( و مرا ميان مردم مشهور ميكنند ) خدا پرده شان را به درد ، اينها ( به من ) ميگويند : امام .
به خدا سوگند من امام نيستم مگر براى آن كس كه پيروى مرا بكند ولى كسى كه نافرمانى مرا كند من امام او نيستم ، چرا اينها بنام من مىچسبند ؟ چرا نام مرا از سر زبانهاى خود نمياندازند ؟ به خدا سوگند كه خداوند مرا با آنها در يك خانه جمع نخواهد كرد ( و آنها را بنزد خود راه نخواهم داد ، يا مقصود اين است كه خدا در روز قيامت آنها را با ما محشور نخواهد كرد ، چون بر خلاف دستور من پرده درى كردند و ما را نزد دشمنان شهره كردند ) .
[ داستانى از جنگ بدر ]
563 - ذريح از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : چون قريش بجنگ بدر آمدند و فرزندان