نكرده ، و خداى عز و جل بدان فرشته اى كه چرخ و فلك بدست او است دستور دهد تا آن را به زودى بچرخاند ( و دورانشان به زودى سپرى شود ) . 539 - حماد بن عثمان از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : اولاد مرداس چنانند كه هر كه بدانها نزديك شود كافرش سازند و هر كه از ايشان دورى گزيند بيچاره اش كنند ، و هر كه با ايشان بدشمنى برخيزد او را بكشند ، و هر كه از دست آنها به جائى متحصن شود او را فرود آورند ( و بچنگ آرند ) و هر كه از ايشان بگريزد او را بدست آرند تا اينكه دولتشان منقضى گردد . شرح - مجلسى ( ره ) گويد : مقصود از اولاد مرداس بطور كناية بنى عباس هستند ، و شايد وجه آن اين است كه عباس بن مرداس سلمى نام شاعر و صحابى معروف است و مقصود فرزندان همنام عباس بن مرداس است .
[ نبوت خالد بن سنان عبسى ]
540 - بشير نبال از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) زنى بنزد آن حضرت آمد ، حضرت به آن زن خوش آمد گفت و دست او را گرفته نشانيد ، سپس فرمود : اين زن دختر پيغمبرى است كه قومش او را ضايع كردند ، يعنى خالد بن سنان كه آنها را ( به خدا ) دعوت كرد و آنها از ايمان آوردن به او سرباز زدند ، و آتشى بود كه آن را « آتش حدتان » ميناميدند ، و هر سال يك بار بسراغ آنها مىآمد و بعضى از آنها را در كام خود فرو ميبرد ، و هر ساله آن آتش در وقت معينى مىآمد ، آن پيغمبر بدانها فرمود : اگر من اين آتش را از شما بازگردانم ايمان مىآوريد ؟ گفتند : آرى پس آن پيغمبر جامهء خود را جلوى آن آتش گرفت و آن را برگرداند و بدنبال آن رفت تا بدرون غارى كه آن آتش از آنجا بيرون مىآمد وارد شد و آن مردم بر در آن غار نشستند و چنان پنداشتند كه ديگر هرگز آن پيغمبر بيرون نخواهد آمد ، پس ديدند كه او بيرون آمد و ميگفت : اين است اين است ( مجلسى ( ره ) گويد : يعنى اين است كار و معجزهء من ) و همهء اينها از اين است ( يعنى از طرف خداوند است ) بنو عبس