تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
فرمود : يك سال پس از هجرت در مدينه اين ازدواج صورت گرفت و در آن وقت فاطمه نه سال داشت ، على بن الحسين عليهما السّلام فرمود : و رسول خدا ( ص ) فرزندى از خديجه جز فاطمه پيدا نكرد كه بر سرشت و فطرت اسلام به دنيا آمده باشد ( يعنى پس از بعثت رسول خدا ( ص ) خداوند فاطمه را فقط برسول خدا ( ص ) داد و بقيهء فرزندان آن حضرت از خديجة پيش از بعثت به دنيا آمده بودند ) . خديجة يك سال پيش از هجرت رسول خدا ( ص ) از دنيا رفت ، و ابو طالب نيز يك سال پس از مرگ خديجة از اين جهان رحلت فرمود ، و چون هر دوى آنها از دست رسول خدا ( ص ) رفتند حضرت از توقف در مكه دلتنگ شد و اندوه سختى او را گرفت و از كفار قريش بر جان خويش بيمناك شد و از اين رو شكايت بجبرئيل كرد ، پس خداى عز و جل به او وحى فرمود كه : از اين سرزمينى كه مردمش ستمكارند بيرون شو و بمدينه هجرت كن كه در مكه ياورى برايت نمانده و در صدد جنگ با مشركين باش . در چنين وضعى بود كه رسول خدا ( ص ) بسوى مدينه متوجه گشت . گويد : من عرضكردم : در چه زمان نماز به صورت فعلى كه اكنون مسلمانان انجام دهند درآمد و واجب شد ؟ فرمود : در مدينه در آن هنگام كه دعوت باسلام آشكار شد و اسلام نيرو گرفت و خداى عز و جل جهاد را بر مسلمانان واجب كرد رسول خدا ( ص ) هفت ركعت بنمازها افزود ، دو ركعت در نماز ظهر و دو ركعت در نماز عصر و يك ركعت به نماز مغرب و دو ركعت در نماز عشاء ، و نماز صبح را به همان حال كه بود گذارد چون فرشتگان روز شتاب دارند كه از آسمان فرود آيند ، و فرشتگان شب نيز شتاب دارند كه زودتر به آسمان بالا روند و هر دو دسته فرشتگان شب و روز هم در نماز صبح رسول خدا ( ص ) ( شركت ميجستند