تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
و سوگند هم خوردى در صورتى كه او خطا كرد ؟ فرمود : آرى من براى او سوگند خوردم كه بخطا رسيد نه بحقيقت ، گويد : عرضكردم : پس تعبير خواب من چيست ؟ فرمود : اى پسر مسلم تو از زنى كام برميگيرى ، و همسرت از اين جريان باخبر مىشود ، و براى انتقام از تو جامهء نوى را كه در تن دارى پاره پاره مىكند ، زيرا كه پوست پوشش مغز است . محمد بن مسلم گويد : به خدا سوگند فاصله نشد ميان تعبير آن حضرت و وقوع آن خواب در خارج مگر بامداد روز جمعه ( يعنى يك هفته بيشتر نشد ) كه بامداد روز جمعه در خانه نشسته بودم كنيزكى بر من گذشت و من از آن كنيز خوشم آمد ، پس بغلامم دستور دادم آن كنيزك را باز گرداند و به خانه آورد ، و من او را متعه ( عقد منقطع ) كردم ، زنم از جريان باخبر شد ، در همان حال وارد اطاق شد ، كنيزك بسوى در دويد و فرار كرد و من تنها در اطاق ماندم ، پس آن زن آمد و جامه هاى نوى را كه در تنم بود و معمولا آن را در اعياد ميپوشيدم بر تنم پاره كرد . و موسى زوار عطر فروش بنزد امام صادق عليه السّلام آمده عرضكرد : اى فرزند رسول خدا من خوابى ديده‌ام كه مرا بهراس افكنده ، دامادم را كه مرده است در خواب ديدم كه آمد و مرا در آغوش كشيد ، و ( من از اين خواب ) ميترسم كه مرگم نزديك شده باشد فرمود : اى موسى ( البته ) انتظار مرگ را در صبح و شام داشته باش كه او بالاخره بسراغ ما خواهد آمد ، ولى هم آغوش شدن مرده ها با زنده ها دليل بر طول عمر زنده ها است ، اسم دامادت چه بود ؟ عرضكرد : حسين ، فرمود : اين خواب تو دلالت دارد كه تو زنده ميمانى و ابا عبد الله الحسين را زيارت ميكنى زيرا كه هر كه با هم نام حسين عليه السّلام معانقه كند ان شاء الله آن حضرت را زيارت كند .