شرح - در عمر حضرت نوح عليه السّلام ميان مورّخين و همچنين در روايات اختلاف است برخى گفتهاند ، هزار سال بوده ، و برخى هزار و چهار صد و هفتاد سال گفتهاند و برخى - همانطور كه در اين حديث است - دو هزار و سيصد سال ذكر كردهاند ، و برخى تا دو هزار و پانصد سال هم نقل كردهاند . و بگفتهء مرحوم مجلسى قدس سره جمع ميان روايت در اين باره خالى از اشكال نيست .
430 - اسماعيل بن جابر و ديگران از امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه فرمود : حضرت نوح عليه السّلام پس از طوفان پانصد سال زندگى كرد سپس جبرئيل بنزد او آمده ( و از جانب خداى تعالى براى او پيغام آورده ) گفت : اى نوح همانا دوران پيغمبرى تو سپرى شده و روزگارت بسر آمده اكنون در اسم اكبر و ميراث علم و آثار علم نبوت كه همراه تو است نظر كن و آن را بفرزندت سام بسپار ، زيرا من زمين را وانگذارم جز آنكه در آن دانشمندى باشد كه طاعت من بوسيلهء او شناخته شود و راه هدايت من به دو دانسته گردد ، و او وسيلهء نجاتى باشد در فاصله مرگ يك پيغمبر و بعثت پيغمبر ديگر ، و شيوهء من چنان نيست كه مردم را بدون حجتى از جانب خود ، و بدون خوانندهء بسوى خود و راهنمائى بسوى راه من ، و كسى كه عارف بفرمان من باشد واگذارم ، و مقرر داشتهام كه براى هر قومى راهنمائى منصوب دارم كه سعادتمندان را به دو راهنمائى كنم و حجت من باشد بر مردم سعادت پيشه .
فرمود : پس نوح عليه السّلام اسم اكبر و ميراث علم و آثار علم نبوت را بسام سپرد ، و اما حام و يافث ( دو فرزند ديگر نوح ) علمى نداشتند كه بدان سودمند شوند ، و حضرت نوح آنها را بآمدن هود مژده داد و به پيروى كردن از او فرمانشان داد ، و بدانها دستور داد كه وصيت نامه را در سر هر سال يك مرتبه باز كنند و در آن بنگرند و آن روز عيد آنها باشد .
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٠٨