و دستور بحلال بودن متعهء حج و صيغهء زنان ميدادم ( كه طبق روايتى كه ميان شيعه و سنى معروف است عمر خود گفت : اين دو در زمان رسول خدا ( ص ) حلال بود و من آن دو را حرام كردم ) .
و براى نماز ميت گفتن پنج تكبير را دستور ميدادم ( كه عمر روى سليقهء خود يكى از پنج تكبير را كسر كرد و چهار تكبير مقرر داشت ) .
و مردم را مجبور ميكردم تا « * ( بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * » را در نماز بلند بگويند ( چنانچه مخالفين يا آن را نميخوانند يا در تمام نمازها آهسته ميخوانند ) .
و بيرون مىآوردم كسانى را كه بهمراه رسول خدا ( ص ) در مسجد درآوردند با اينكه رسول خدا ( ص ) آنها را بيرون كرد ، و در مىآوردم در مسجد رسول خدا ( ص ) آنكه را اينان بيرون كردند و رسول خدا ( ص ) او را وارد كرد .
( فيض ( ره ) گويد : محتمل است مراد از جملهء اولى ابو بكر و عمر باشند كه بدون اجازه آن دو را در مسجد رسول خدا ( ص ) دفن كردند با اينكه رسول خدا ( ص ) حتى اجازه نداد آن دو در به مسجد باز كنند ، و مراد از جملهء دوم خود آن حضرت باشد كه رسول خدا ( ص ) دستور فرمود همه درهائى كه اصحاب به مسجد باز كردهاند ببندند جز درى كه بخانهء على عليه السّلام باز ميشد و اينان پس از آن حضرت بر خلاف آن رفتار كردند ) .
و مردم را به حكم قرآن واميداشتم . و طلاق را روى سنت قرآن قرار ميدادم ( چون قرآن دستور ميدهد در مورد طلاق كه بايد در حضور دو شاهد عدل باشد و در نكاح وجود شاهد را شرط نميكند و اينان به عكس رفتار كردند ) .
و زكات را ( فقط ) از اصناف ( نه گانهء ) آن طبق مقررات و حدودش ميگرفتم ( نه مانند اينها كه بر چيزهاى ديگرى نيز زكات بستهاند ) .
و باز ميگرداندم وضو و غسل و نماز را به اوقات و قوانين و جاهاى خودشان . ( چون در تمام اينها دست بردند و بدعت يا بدعتهائى گذاردند مانند مسح بر گوشها و شستن پاها و امثال آن در وضوء و وجوب وضوء با غسل ، و اسقاط غسل در مورد التقاء ختانين بدون انزال ، و برداشتن جملهء « حى على خير العمل » از اذان و نهادن جملهء « الصلاة خير من النوم » بجاى آن ، و تكتف و آمين و خواندن نماز نافله را به جماعت و امثال اينها كه در كتب تواريخ و غيره مانند كتاب شافى سيد مرتضى رحمه الله مضبوط است ) .
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 88
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٨