و دفاتر حقوق و عطايا را ( كه بدستور عمر روى سوابق اشخاص و نفوذ و ساير جهات باختلاف تعيين شده بود ) از بين ميبردم ، و مانند رسول خدا ( ص ) آن را بالسوية تقسيم ميكردم و آن را در دست ( جمع مخصوصى از ) توانگران قرار نميدادم .
و مساحت را در گرفتن خراج ملغى ميكردم ( چنانچه عمر اين كار را كرد و بر خلاف دستور رسول خدا ( ص ) كه در مانند سرزمينهاى شام و عراق ماليات را از روى درآمد زراعت معين فرموده بود او روى مساحت زمين قرار داد ) .
و در موضوع ازدواج بطور برابرى و مساوات رفتار ميكردم ( چون عمر بر خلاف دستور رسول خدا ( ص ) كه فرموده بود هر مرد مسلمانى كفو زن مسلمان است و سياهى و سفيدى و عرب و عجم و قرشى و غير قرشى را ملغى كرده بود او دستور داد غير قرشى نبايد از قرشى زن بگيرد و غير عرب نبايد از عرب زن بگيرد ) .
و خمس پيغمبر ( ص ) را به همان نحو كه خداى عز و جل نازل فرمود و واجب كرده بود مقرر ميداشتم ( اشاره بخلافى است كه عمر در بارهء خمس مرتكب شد و آن را از خاندان رسول خدا ( ص ) منع كرده و ميان عموم مسلمانان تقسيم ميكرد چنانچه بيان آن در پايان خطبه آمده ) .
و مسجد رسول خدا ( ص ) را به همان وضعى كه بود برميگرداندم و درهائى را كه در آن گشودهاند مىبستم و آنها را كه بستهاند باز ميكردم .
و مسح بر روى كفش را ( كه عمر در مواردى اجازه داده بود ) حرام ميكردم .
و بر نوشيدن نبيذ ( شراب خرما كه پس از رسول خدا ( ص ) حلالش كردند ) حدّ ميزدم .
الكافي ( الروضة من الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٧