تبارك و تعالى به او وحى كرد : كه اگر من آن دو را ( يعنى يوسف وبنيامين را ) ميرانده باشم برايت زنده شان ميكنم ولى آيا به ياد دارى آن گوسفندى كه سر بريدى وبريان كردى وخوردى و فلان و فلان در همسايگى تو روزه بودند و چيزى از آن به آنها ندادى ؟ .
5 - و در روايت ديگرى است كه يعقوب عليه السلام پس از آن ( وحى ) هميشه از منزلش در هر چاشتگاه تا سر يك فرسنگى جار ميزدند : كه هر كس چاشت خواهد بخانهء يعقوب آيد و در شامگاه هم جار ميزدند : كه هر كس شام خواهد نزد يعقوب آيد .
6 - حضرت صادق عليه السلام فرمود : فاطمه عليها السلام براى شكايت از پاره اى پيش آمدها نزد رسول خدا ( ص ) آمد ، پس رسول خدا ( ص ) جزوه اى به او داد وفرمود : آنچه در آنست بياموز ، و ( اين كلمات ) در آن بود : هر كس ايمان به خدا و روز بازپسين دارد مهمان خود را گرامى دارد ، و هر كس ايمان به خدا و روز جزا دارد بايد خوب بگويد يا خموشى گيرد .
7 - ابو مسعود گويد : حضرت صادق عليه السلام به من فرمود : خوش همسايگى در عمرها بيفزايد وخانه ها را آباد كند .
8 - ( مانند حديث ( 7 ) است ) .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 491
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٩١