همسايهء من در آن خانه كسى است كه خيرى از او به من نرسد و از شرش آسوده نيستم ؟ ( 1 ) پس رسول خدا صلى الله عليه وآله بعلى عليه السلام وبسلمان وابا ذر - ( راوى گويد : ) ديگرى را هم فرمود كه من فراموش كردم و گمان دارم كه مقداد بود - دستور داد كه با بلندترين آوازشان در مسجد فرياد زنند كه هر كه همسايه اش از آزار او آسوده نباشد ايمان ندارد ، پس آنها سه بار آن را گفتند ، سپس با دست اشاره كرد كه تا چهل خانه است از برابر و پشت سر و طرف راست وسمت چپ ( يعنى تا چهل خانه از چهار طرف همسايه هستند ) .
2 - حضرت صادق از پدرش عليهما السلام حديث كند كه فرمود : من در كتاب على عليه السلام خواندم : كه رسول خدا ( ص ) نامه اى ميان مهاجر وانصار و ديگران از مردم مدينه كه با آنان پيوند داشتند نوشت ( و همه امضاء كردند ) كه : همسايه مانند خود انسان است كه نه زيان به او رسد و نه گناهكار شود و ( ديگر اينكه ) احترام همسايه مانند احترام مادر است . و اين مختصر حديث است .
شرح - اينكه فرمود : نه زيان به او رسد نه گناهكار شود شايد مقصود اين باشد كه همچنان كه مرد به خودش زيان نرساند وخويشتن در گناه نيفكند ، يا خود را گناهكار نشمارد نسبت بهمسايه هم بايد چنين باشد . ( از فيض - ره - ) .
3 - حضرت صادق عليه السّلام فرمود : خوش همسايگى ( وخوشرفتارى با همسايه ) روزى را زياد كند .
4 - كاهلى گويد شنيدم حضرت صادق عليه السلام ميفرمود : كه چون بنيامين از دست يعقوب رفت عرضكرد : بار پروردگارا به من رحم نميكنى ؟ چشمم را كه گرفتى وفرزندم را كه بردى ؟ پس خداى