تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
داشتم كه يك درخت خرما برايت باقى نگذارم و همه را قطع كنم ، ( 1 ) و هر چه دارى بگيرم ؟ حضرت صادق عليه السّلام فرمود : يا امير المؤمنين همانا خداوند ايوب را گرفتار كرد واو صبر كرد ، وبداود نعمت داد او شكر كرد ، ويوسف را بر برادران چيره كرد ( ولى او انتقام نگرفت ) و از آنها در گذشت ، و تو از اين نژادى و اين نژاد كارى نكنند جز بدان چه مانند كردار آنان باشد ، گفت : راست گفتى و من از شما در گذشتم و ( شما را ) بخشيدم ، فرمود : يا امير المؤمنين هر آينه هيچ كس دست خود را به خون ما خاندان نيالوده است جز اينكه خداوند سلطنتش را برگرفته ، منصور از اين سخن برآشفت وخشم كرد ، حضرت فرمود يا امير المؤمنين آرام باش ( تا دنبالهء سخن را بگويم ) همانا اين سلطنت در خاندان أبى سفيان بود تا اينكه يزيد حسين عليه السّلام را كشت پس خداوند سلطنتش را از او برگرفت وآل مروان بدان رسيدند ، و چون هشام زيد را كشت خداوند سلطنتش را گرفت وبمروان بن محمد رسيد ، و چون مروان ابراهيم را كه برادر منصور وبابراهيم امام معروف بود ) كشت خداوند سلطنتش را گرفت وبشما داد ، گفت : راست گفتى بزرگترين حاجتت را ) بگو ( تا برآورم ) فرمود : اذن بده ( كه برگردم ) گفت : آن بدست شما است هر گاه بخواهى ( در بازگشت آزاديد ) پس آن حضرت بيرون آمد ، ربيع حاجب عرضكرد : ده هزار درهم براى شما داده فرمود : من بدان حاجتى ندارم ، عرضكرد : اگر نپذيرى او را خشمگين خواهى كرد ( و از نپذيرفتن شما بخشم آيد ) آن را بگير و در راه خدا صدقه بده . شرح - سيوطى در تاريخ الخلفاء گويد : جهت اينكه منصور را ابو الدوانيق لقب دادند اين بود كه بسيار حريص وبخيل بود و از كارگران وصنعتگران خود به دانق وحبه نيز حساب ميكشيد ، ودانق معرب دانگ است كه در فارسى گويند و آن يك ششم درهم است . ومقصود از « غلامين » دو پسر بچه كه امام عليه السّلام در دعا بدانها اشاره فرمود همان دو غلامى است كه خداوند متعال در داستان حضرت موسى وخضر عليهما السلام در آيه 82 از سورهء كهف بيان فرموده كه فرمايد : * ( وأَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وكانَ تَحْتَه كَنْزٌ لَهُما وكانَ أَبُوهُما صالِحاً ) * . . .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 349 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى