تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
توضيح - گويا جهت اينكه حضرت اين سخن را فرموده اين بود كه مردم معاويه را مردى سياستمدار و عاقل ميدانستند ، و آن حضرت را سست رأى مىپنداشتند ، چون ميديدند كه حيله هاى معاويه كه بر پايهء دروغ ومكر بنا نهاده شده بود پيشرفت ميكرد ، پس آن حضرت بيان فرمايد : كه او به اين نيرنگها آشناتر است ولى چون آنها مخالفت با دستور خدا است آنها را به كار نبندد چنانچه سيد رضى ( ره ) در نهج البلاغه از آن حضرت روايت كرده است كه فرمود : « و ما در زمانى واقعشده ايم كه بيشتر مردم آن مكر را زيركى پندارند ، ونادانان ايشان را زيرك خوانند ، آنها را چه شده است ؟ خدا ايشان را بكشد ، مرد نيرومند وكاردان راه حيله ونيرنگ را ميداند ولى امر و نهى خدا جلوگيريش كند ، و با اينكه برأى العين آن را ديده ودانسته و توانائى به كار بردن آن را دارد واميگذارد و كسى كه در دين از هيچ گناهى باك ندارد فرصتجوئى مىكند ومكر را به كار اندازد . . . » وآشناتر بودن آن حضرت بمكر و حيله وداناتر بودنش در به كار بردن آن روشن است زيرا آن حضرت به همه چيز داناتر از ديگران بوده است . اين بود ملخصى از گفتار مجلسى ( ره ) در معناى حديث . 2 - حضرت صادق عليه السلام فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمود : بيايد هر كه عهدشكنى كند در روز قيامت با امامى كه دهن او كج باشد تا داخل آتش گردد ، وبيايد هر كه بيعت امامى را شكسته دست بريده تا به همان حال داخل آتش شود . شرح - ممكن است از لحاظ ادبى كلمهء « به امام » متعلق به « قادر » باشد ومقصود از « امام » امام حق باشد چنانچه مجلسى ( ره ) گفته ، و پس از اين در خبر ( 5 ) بيايد و بنا بر اين معناى حديث چنين شود : كه هر كه بامامى وپيشواى حقى از پيشوايان عهدشكنى كند با دهن كج وارد صحراى محشر گردد « و به همين حال باشد تا بدوزخ رود ، و ممكن است حرف » باء « در » به امام « به معناى » مع « باشد ومتعلق به » يجيء « باشد ومقصود از » امام « امام ضلالت وگمراهى باشد چنانچه فيض ( ره ) گفته ، و بنا بر اين معنى چنين است : كه هر كه عهدشكنى كند بيايد در روز قيامت در زير پرچم امامى دهن كج تا به همان وضع با او بدوزخ رود . 3 - امام صادق عليه السلام فرمود : كه رسول خدا ( ص ) فرموده : از ما نيست كسى كه با مسلمانى نيرنگ كند . 4 - طلحة بن زبير گويد : از حضرت صادق عليه السلام پرسيدم : دو شهر است و اهل هر دو كافر حربى هستند ، و براى هر كدام پادشاهى جدا است ، ( اهل آن دو ) با هم جنگ كردند سپس سازش نمودند ، پس از آن