( نيك ) ديگرى بيرون روم و آن را وانهم نتوانم ؟ حضرت به او فرمود : اگر راستگوئى پس همانا خدا تو را دوست دارد و چيزى جلوگير او نشده كه تو را از آن به كار ( نيك ) ديگرى نقل دهد جز اينكه ( خواهد ) كه تو از او در ترس باشى .
شرح - مجلسى ( ره ) گويد : عورت به چيز قبيح گويند ، وبهر چيز كه از آن شرم آيد و ظاهر اين است كه مقصود اظهار وآشكار نمودن گناهان خودش باشد كه اعتراف به آن موجب حد وتعزير بوده ، دستور داد كه « آنها را دور سازيد » تا نزد ما بگناه خود اقرار نكنند بلكه ( برود ) وميان خود وخداوند توبه كند ، ومحتمل است مقصود اظهار عيب ديگرى بوده كه مشهور بدان نشده چه براى غيبت كردن از او يا براى اداء شهادت ، زيرا پنهان كردن عيبها بهتر است ، لكن احتمال اول ظاهرتر است و در كتاب حدود مؤيدى بر آن بيايد ، و گفته شده است : آن حضرت جمعى از اصحابش كه فراست داشتند به آنها دستور داده بود كه از ورود كسانى كه اهل افشاء اسرار هستند بنزد آنها جلوگيرى كنند ، زيرا با شدت خوف وتقيهء كه در كار بوده فاش شدن اسرار ائمه عليهم السّلام براى آنها وشيعيانشان مصلحت نبوده است .
5 - حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هيچ گناهى نيست جز آنكه بندهء مؤمنى بدان خو گرفته ، مدتى آن را واگذارد سپس ( دوباره ) به آن دست زند ، و آن است گفتار خداى عز وجل : « آنان كه دورى گزينند از گناهان بزرگ وناشايسته ها جز لمم » فرمود : امام : آن بنده ايست كه بگناهى پس از گناهى دست زند كه موافق سليقهء او يعنى از طبيعت او نيست .
شرح - فيض ( ره ) گويد : « وقد طبع عليه »
يعنى بخاطر پيش آمدى كه كرده بر آن گناه خو گرفته وميتواند از خود دور كند ، ومقصود از « طبع عليه » طبيعت اوليه وسرشت در آفرينش نيست وگر نه ترك آن براى او ممكن نبود و بنا بر اين منافاتى ميان اول حديث با آخر آن نيست .
6 - على بن رئاب گويد : شنيدم حضرت صادق عليه السّلام ميفرمود : سرشت وطبيعت مؤمن دروغ وبخل وزناكارى نيست ، و گاهى به چيزى از آنها دست زند ولى ادامه ندهد ، عرض شد : ( ممكن است كه ) او
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٧٧