تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
* ( السُّوءَ بِجَهالَةٍ ) * . . . الآية ( سورهء نساء آيه 17 ) سپس تفاسيرى كه در آيه شده است نقل كند . 4 - معاوية بن وهب گويد ( سالى ما ) به طرف مكه حركت كرديم و با ما پيرى بود خدا پرست وو اهل عبادت ( ولى ) معترف بمذهب شيعه نبود ( واطلاعى از آن نداشت ) و ( بمذهب سنيها كه تمام خواندن نماز را براى مسافر جايز دانند ) نمازش را در راه تمام ميخواند وبرادرزاده اى داشت مسلمان ( وشيعه مذهب ) كه همراهش بود ، پس آن پير بيمار شد من ببرادرزاده اش گفتم : كاش مذهب شيعه را بعمويت پيشنهاد ميكردى شايد خدا او را نجات دهد ؟ همهء همراهان ما گفتند : بگذاريد پيرمرد به حال خود بميرد زيرا همين حال كه دارد خوب است ، ولى برادرزاده اش تاب نياورد تا بالاخره به دو گفت : اى عمو جان همانا مردم پس از رسول خدا ( ص ) مرتد شدند جز عدهء كمى ، وعلى بن ابى طالب مانند رسول خدا ( ص ) بود كه پيروى واطاعتش لازم بود ، و پس از رسول خدا حق وطاعت از آن او بود : گويد : آن پير مرد نفسى كشيد و فرياد زد وگفت : من هم بر همين عقيده هستم ، وجانش از تن بيرون آمد ( و مرد ) و پس ما شرفياب خدمت حضرت صادق عليه السّلام شديم ، على بن سرى ( يكى از همراهان ما ) سخن پير مرد را ( يا جريان را ) به آن حضرت عرضكرد ، حضرت فرمود : او مرديست از اهل بهشت ، على بن سرى عرضكرد آن مرد جز در آن ساعت از مذهب شيعه هيچ اطلاعى نداشت ؟ فرمود چه چيز ديگر از او ميخواهيد ؟ به خدا سوگند وارد بهشت شد .

باب لمم گناهان خرد ، يا سبك از نظر عقاب

1 - محمد بن مسلم گويد : به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم : آيا ( تفسير ) گفتار خداى عز وجل
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 175 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى