8 - حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هر كه مردى را در گناهى پيروى كند بتحقيق كه او را پرستش كرده است .
شرح - مجلسى ( ره ) گويد : و سر اين مطلب آنست كه پرستش جز خضوع وتذلل واطاعت وانقياد نيست ، و روى همين حساب خداى سبحان پيروى هواى نفس واطاعت شيطان را پرستش آن دو ناميده در آنجا كه فرمايد : « آيا ديدى آن كس را كه برگرفت خداى خويش را هوس خويش » ( سورهء جاثيه آيه 23 ) ونيز فرمايد : « آيا بشما سفارش نكرديم اى بنى آدم كه نپرستيد شيطان را كه او شما را دشمنى است آشكار » ( سورهء يس آيه 60 ) .
باب شك
1 - حسين بن حكم گويد : به حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام نوشتم و از حال خود او را آگاه كردم كه من در شك افتاده ام ، و حضرت ابراهيم عليه السّلام به خدا عرضكرد : « پروردگارا به من بنما چگونه مرده ها را زنده ميكنى » ( سورهء بقره آيه 260 ) و من دوست دارم كه شما ( نيز براى رفع شك من ) چيزى ( از معجزه ودليل امامت ) به من نشان دهى ، پس آن حضرت به من نوشت : كه ابراهيم براستى مؤمن بود ( و عقيده داشت ) وميخواست كه ايمانش را افزون كند ، ولى تو در شكى ، و در شك خيرى نيست ، ونوشت : جز اين نيست كه شك تا جاييست كه يقين نيامده ، و چون يقين آمد شك روا نباشد ، ونوشت : بدرستى كه خداى عز وجل فرمايد : « ونيافتيم براى بيشترشان عهدى ودريافتيم بيشترشان را نافرمانان » ( سورهء اعراف آيه 102 ) وفرمود اين آيه در بارهء شككننده نازل شده .
شرح - مجلسى ( ره ) گويد : غرض راوى از نقل داستان حضرت ابراهيم عليه السّلام عذرتراشى براى شك خود بوده باينكه ابراهيم با مرتبهء نبوت در بارهء مردگان در شك بوده و از خدا چيزى براى بر طرف كردن شك خود پرسش كرده ، و آنچه راوى اين حديث سؤال كرده يا معجزه بوده يا دليلى بر امامت ، و بنا بر اول يا حضرت معجزه اى برايش آشكار كرده وراوى بيان نكرده است ، و يا آن حضرت عليه السّلام مصلحت