اجازه سخن ميدهى ؟ فرمود : آرى . تو فقط براى آن آمده ئى .
نصرانى گفت : جواب سلام رفيقم ( مطران ) را بده ، مگر شما جواب سلام نميدهى ؟ امام فرمود :
جواب رفيقت اينست كه خدا هدايتش كند ، و اما سلام زمانى است كه بدين مادر آيد .
نصرانى گفت : أصلحك الله من اكنون از شما سؤال ميكنم فرمود ، بپرس .
گفت : به من خبر ده از كتاب خداى تعالى كه آن را بر محمد نازل كرده و بدان سخن گفته و آن را به آنچه بايد معرفى كرده و فرموده : « حم سوگند بكتاب روشن كه آن را در شبى مبارك نازل كردهايم كه ما بيم دهندهايم ، در آن شب هر امر محكمى را فيصل دهند - 4 سوره 44 - » تفسير باطنى اين آيات چيست ؟ .
فرمود : اما حم محمد صلَّى الله عليه و آله است و آن در كتابى است كه بر هود نازل گشته و از حروفش كاسته شده ( يعنى در كتاب هود از محمد به حم تعبير شده و دو حرف م د آن ، از نظر تخفيف يا جهت ديگرى افتاده است ) و اما كتاب روشن امير المؤمنين على عليه السلام است ، و اما شب مبارك فاطمه عليها السلام است ، و اما اينكه فرمايد : « در آن شب هر امر محكمى را فيصل دهند » يعنى آن فاطمه خير بسيارى زايد و بيرون دهد و آن مردى حكيم و مردى حكيم و مردى حكيم است ( يعنى امام حسن و امام حسين و زين العابدين عليهم السلاماند و امامان ديگر هم به اينها عطف ميشوند ) .
مرد نصرانى گفت : اولين و آخرين اين مردان را معرفى كن ، فرمود : اوصاف به يكديگر شباهت دارند ( و ممكن نيست شخصى را با بيان اوصافش كاملا مشخص و ممتاز ساخت ) ولى من سومى آن قوم ( يعنى امام حسين عليه السلام ) را براى تو معرفى ميكنم كه چه كسى از نسل او ظاهر مىشود . ( مقصود حضرت قائم عليه السلام است ) و اوصاف او در كتابهائى كه بر شما نازل شده هست ، اگر تغييرش نداده و تحريفش نكنيد و كفر نورزيد ولى از قديم اين كار را كردهايد .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 390
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٩٠