تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
2 - زراره گويد : شنيدم امام باقر عليه السلام ميفرمود : على بن الحسين عليهما السلام ماده شترى داشت كه 22 سفر بر او به حج رفته بود و يك تازيانه به او نزده بود ، پس از وفات آن حضرت ، ما بىخبر بوديم كه ناگاه يكى از خدمتگزاران يا غلامان آمد و گفت : ماده شتر از خانه بيرون رفته و بر سر قبر على بن الحسين زانو زده ، گردنش را بقبر ميمالد و مينالد ، با وجود آنكه هنوز قبر را نديده بود ، من گفتم : خود را به او رسانيد ، خود را به او رسانيد ، و پيش از آنكه مردم او را ببينند و آگاه شوند نزد منش آريد . توضيح - چون ظهور اين گونه معجزات موجب شدت عداوت و تحريك دشمنان و مخالفين ميگشت حضرت باقر عليه السلام از نظر تقيه دستور داد به زودى آن شتر را به خانه برگردانند . 3 - امام باقر عليه السلام فرمود : چون پدرم على بن الحسين عليهما السلام وفات كرد : ماده شترش از چراگاه آمد و گردن خود را روى قبر گذاشت و در خاك غلطيد ، من دستور دادم او را بچراگاهش برگردانند ، و پدرم بر آن شتر به حج و عمره ميرفت و هرگز به او تازيانه اى نزده بود ، كجا چون پدر و مادر او يافت شود ( يعنى كسى كه پدر و مادر شريف و اصيلى مانند امام حسين عليه السلام و شهربانو داشته باشد بايد چنين باشد ) . توضيح - بعضى از شارحين كافى كلمه آخر روايت را ابن بابويه قرائت كرده و گفته‌اند اين كلمه صدر روايت بعد است و مقصود اينست كه : روايت آينده تنها در نسخه صدوق ، محمد بن بابويه مىباشد و در نسخ ديگر كافى نيست . 4 - امام صادق عليه السلام فرمود : چون شبى رسيد كه على بن الحسين عليهما السلام در آن وعده ( در