هستيم كه مردگان را زنده كنيم و اعمالى را كه از پيش انجام دادهاند با آثار ايشان بنويسيم و همه چيز را در كتابى روشن آمارگيرى كردهايم - 12 - يس - « ( پس نوشته شدن همه چيز در وصيتنامه استبعادى ندارد ) به خدا كه پيغمبر صلَّى الله عليه و آله بامير المؤمنين و فاطمه عليهما السلام فرمود : مگر چنين نيست كه آنچه را بشما وصيت كردم و دستور دادم فهميديد و پذيرفتيد ؟ گفتند : چرا ، و بر آنچه ما را ناراحت كند و بخشم آورد صبر كنيم و در نسخه صفوانى زياده بر اين است :
توضيح - اين جمله سخن يكى از روات مرحوم كلينى است ، زيرا كتاب كافى چند نسخه داشته و رواتش مختلفند ، يكى همين صفوانى است كه نامش محمد بن احمد بن عبد الله بن قضاعة بن صفوانست كه مردى مورد اعتماد و فقيه و فاضل بوده است . و ديگر از روات كافى محمد بن ابراهيم نعمانى و هارون بن موسى تلعكبرى است .
و ميان نسخه هاى كافى اختلافى بوده و شيخ صدوق و شيخ مفيد و أمثال اينها رحمة الله عليهم نسخه هاى كافى را جمع كرده و مورد اختلاف را در كتابهاى خود ذكر نمودهاند و چون اين خبر شريف در نسخه صفوانى اضافه اى را كه اكنون ذكر مىشود داشته و در نسخ ديگر نبوده ، با اين جمله به آن اشاره شد . و آن اضافه اينست : حريز گويد : به امام صادق عليه السلام عرضكردم : قربانت گردم ، با وجود احتياجى كه مردم بشما دارند چقدر عمر شما اهل بيت كوتاه و اجل شما خانواده به يكديگر نزديكست ؟ ! ! فرمود : براى هر يك از ما صحيفه و مكتوبى است كه آنچه در مدت عمرش راجع ببرنامه كارش احتياج دارد در آن نوشته است ، چون او امر و دستوراتى كه در آنست پايان يابد ، امام ميفهمد كه اجل او رسيده است . سپس پيغمبر صلَّى الله عليه و آله نزد او آيد و خبر مرگش را به او گويد ، و آنچه نزد خدا دارد ، به او گزارش دهد ، و امام حسين عليه السلام مكتوبى را كه به او دادند ، قرائت كرد ، و خبر مرگى كه در پيش داشت برايش تفسير شد ، ولى چيزهائى در آن مكتوب باقى بود كه هنوز انجام نشده بود ، او براى جنگ بيرون رفت ، و چيزهائى كه باقى بود ، اين بود كه ملائكه يارى كردن او را از خدا خواستهاند و خدا اجازه فرموده است ملائكه مهيا و آماده جنگ گشته و در انتظار
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 34
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٤