آن را ( به روى بندگانش ) گشوده ، هر كه از آن در وارد شود مؤمن است و هر كه از آن خارج شود كافر است ، و هر كس نه داخل شود و نه خارج شود ( بيطرف باشد يا آن حضرت را نشناسد ) در زمره كسانى است كه خداى تبارك و تعالى در باره ايشان فرموده است : من در باره آنها بخواست خود رفتار كنم . ( يا ببهشت و يا بدوزخشان برم ) .
9 - و مىفرمود : خدا از شيعيان ما آنگاه كه در عالم ذر بودند ، بولايت ما پيمان گرفت ، روزى كه از همه در عالم ذر پيمان ميگرفت ، و نيز بربوبيت خود و نبوت محمد صلَّى الله عليه و آله پيمان گرفت ، و خداى جل و عز امتش را كه مانند سايه ها بودند ( روح بدون پيكر يا با پيكر مثالى بودند ) بمحمد صلَّى الله - عليه و آله در گل ارائه فرمود ، و آنها را از گلى آفريد كه آدم را از آن آفريد ، و خدا ارواح شيعيان ما را دو هزار سال پيش از بدنهايشان آفريد ، و ايشان را بر پيغمبر صلَّى الله عليه و آله عرضه داشت ، حضرت آنها را شناخت و على هم آنها را شناخت و ما آنها را از سياق گفتار ميشناسيم ( يعنى از گوشه و كنار گفتارشان محبت و ولايت آنها نسبت بما واضح مىشود ) .
در شناسائى ائمه دوستان خود را و واگذارى كارشان بائمه عليهم السلام
1 - امام صادق عليه السلام فرمود : مردى خدمت امير المؤمنين عليه السلام آمد و آن حضرت همراه اصحابش بود ، بر آن حضرت سلام كرد و گفت : به خدا من ولايت و محبت تو را دارم ، امير المؤمنين عليه السلام فرمود دروغ گوئى ، گفت : چرا ، به خدا من محبت و دوستى تو را دارم و تا سه بار تكرار كرد ، امير المؤمنين عليه السلام فرمود : دروغ گوئى ، تو چنان كه گوئى نيستى ، همانا خدا روحهاى مردم را دو هزار سال