تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
از علم خدا نزد ماست كه به خدا هيچ فرشته مقرب و پيغمبر مرسل و مؤمنى كه دلش را بايمان آزموده آن را تحمل نكند ، به خدا سوگند كه خدا آن را باحدى جز ما تكليف نفرموده و عبادت با آن را از هيچ كس جز ما نخواسته ( مانند وظايف خاصى كه پيغمبر صلَّى الله عليه و آله براى امير المؤمنين و حسنين عليهم السلام با وصيت تعيين كرد ) . و نيز نزد ما سريست از سر خدا و علمى است از علم خدا كه ما را بتبليغش مأمور فرموده و ما آن را از جانب خداى عز و جل تبليغ كرديم و برايش محلى و اهلى و پذيرنده ئى نيافتيم تا آنكه خدا براى پذيرش آن مرد ؟ ؟ را از همان طينت و نورى كه محمد و آل و ذريه او را آفريد ، خلق كرد و آنها را از فضل و رحمت خود ساخت چنان كه محمد و ذريه او را ساخت ، پس چون ما آنچه را از جانب خدا بتبليغش مأمور بوديم ، تبليغ كرديم آنها پذيرفتند و تحمل كردند [ تبليغ ما به آنها رسيد ، ايشان هم پذيرفتند و تحمل كردند ] و ياد ما به آنها رسيد پس دلهاى ايشان بشناسائى و بحديث ما متوجه گشت ، اگر آنها از آن طينت و نور خلق نمىشدند ، اين چنين نبودند ، نه به خدا آن را تحمل نمىكردند . سپس فرمود : همانا خدا مردمى را براى دوزخ و آتش آفريد ( يعنى دانست كه سركشى و نافرمانى كنند و بدوزخ و آتش گرايند ) و بما دستور داد كه به آنها تبليغ كنيم و ما هم تبليغ كرديم ولى آنها چهره درهم كشيدند و دلشان نفرت پيدا كرد و آن را بما برگردانيدند و تحمل نكردند و تكذيب نمودند و گفتند : جادوگر است ، دروغگوست ، خدا هم بر دلشان مهر نهاد و آن را از يادشان برد ، سپس خدا زبانشان را بقسمتى از بيان حق گويا ساخت كه به زبان ميگويند و بدل باور ندارند ( مانند سخنانى كه گاهى بعضى از