اگر پيش آمدى كند ، بسوى كه رويم ؟ فرمود بسوى پسرم ابى جعفر - مثل اينكه گوينده سن ابى جعفر عليه السلام را كوچك شمرد - امام رضا عليه السلام فرمود : خداى تبارك و تعالى عيسى بن مريم عليه السلام را بنبوت و رسالت و شريعت تازه مبعوث ساخت در سنى كوچكتر از سن ابى جعفر .
7 - على بن اسباط گويد : امام محمد تقى عليه السلام را ديدم كه به طرف من مىآمد ، من نگاهم را به او تيز كردم [ با دقت به او نگريستم ، شروع بنگريستنش كردم ] و بسر و پايش نگاه ميكردم تا اندازه قامتش را براى اصحاب اهل مصر خود ( شيعيان ) وصف كنم ، در آن ميان كه من ورانداز مىكردم ، حضرت بنشست و فرمود : اى على ، خدا حجت در باره امامت را بمانند حجت در باره نبوت آورده و فرموده است « حكم نبوت را در كودكى به او داديم - 13 سوره 19 - » « و چون برشد رسيد - 22 سوره 12 - » « و بچهل سالگى رسيد - 15 سوره 46 - » پس رواست كه بشخصى در كودكى حكمت داده شود ( چنانچه بيحيى داده شد ) و رواست كه در چهل سالگى داده شود ( چنانچه بيوسف داده شد ) .
8 - على بن حسان به امام جواد عليه السلام عرضكرد : آقاى من ! مردم بخردسالى شما اعتراض دارند ، فرمود : چه اعتراضى دارند ، در صورتى كه خداى عز و جل بپيغمبرش صلَّى الله عليه و آله فرموده است « بگو راه من اينست ، من از روى بصيرت بسوى خدا ميخوانم ، با آنكه از من پيروى كرده - 108 سوره 12 - » به خدا كسى جز على عليه السلام از او پيروى نكرده و او نه سال داشت و من هم نه سالهام .
شرح - ميان خاصه و عامه مورد اتفاقست كه اولين مرديكه بپيغمبر صلَّى الله عليه و آله ايمان آورد و اسلام پذيرفت على بن ابى طالب عليه السلام بود و خود آن حضرت هم هميشه بدان افتخار مىكرد و آن را دليل افضليت خود ميدانست و پيغمبر صلَّى الله عليه و آله هم بفاطمه مىفرمود : تو خرسند نيستى كه شوهرت دادم
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٢٣