است و خدا و رسولش از اينان بيزار باشد ، اينها بدين من و دين پدرانم نيستند ، خدا در قيامت مرا با ايشان گرد هم نياورد جز اينكه بر آنها خشمگين باشد . عرضكردم : پس شما چه موقعيتى داريد ؟ فرمود : ما خزانه دار علم خدائيم ، ما مترجم امر خدائيم ، ما مردمى معصوم هستيم ، خداى تبارك و تعالى مردم را بفرمانبرى ما امر فرموده و از نافرمانى ما نهى نموده است ، ما حجت رسائيم بر هر كه زير آسمان و روى زمين است .
شرح - راجع به آيه اول بحديث 330 رجوع شود و اما راجع به آيه دوم گويا طريق استدلال غلط آنها اينست كه : با لفظ جمع برسولان خطاب شده است و مخاطب بايد حاضر باشد ، پس ممكن نيست كه مقصود از رسولان پيغمبران گذشته باشند ، زيرا آنها در زمان نزول قرآن حاضر نبودند پس مقصود از رسولان پيغمبر و امامان عليهم السلام ميباشند ، ولى جوابش اينست كه علاوه بر اينكه خود امام از اين مردم بيزارى ميجويد خطاب در آيه حكايت از خطابهاى متعدد مىكند ، يعنى بهر رسولى در زمان حياتش چنين دستورى داده شده ، نه آنكه اين خطاب در زمان واحد متوجه همگى باشد و بتعبير ديگر مىتوان گفت اين خطاب بالاصاله متوجه پيغمبر ما صلَّى الله عليه و آله و بالتبع متوجه پيغمبران گذشته است و بعضى گفتهاند خطاب متوجه شخص پيغمبر و صيغه جمع از نظر احترام و تشريف آن حضرتست ، و مقصود از چيزهاى پاكيزه ، لذائذ حلالست كه خدا براى همه بندگانش جايز و مباح فرار داده است و اين آيه رد بر رياضت كشانىست كه ترك دنيا و لذائذ آن كنند .
7 - امام صادق عليه السلام ميفرمود : ائمه مقام و منزلت پيغمبر را دارند ولى پيغمبر نيستند و آنچه از زنها براى پيغمبر صلَّى الله عليه و آله حلالست ( زيادتر از چهار زن دائم و زن موهوبه ) براى ايشان حلال نيست و اما نسبت به غير آن ايشان بمنزلت رسول خدايند صلَّى الله عليه و آله .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 12
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٢