راجع به خدا جز سرگردانى براى گوينده زياد نكند . و در روايت ديگرى از حريز است در باره هر چيزى سخن گوئيد ولى راجع بذات خدا سخن نگوئيد .
شرحبنظر ميرسد كه در روايت اول مراد از خلق خدا انسان و مراد از خدا ذات خداست بقرينه مقابله اين دو با يك ديگر ولى در روايت ديگر چون « هر چيز » در برابر « خدا » قرار گرفت ، آن قرينه از بين رفت لذا كلمه « ذات » را اضافه فرمود .
2 - امام صادق ( ع ) گويد : خداى عز و جل ميفرمايد ( 43 سوره 53 ) همانا پايان و سرانجام سوى پروردگارت باشد . پس چون سخن به خدا رسيد باز ايستيد .
3 - و بمحمد بن مسلم فرمود : اى محمد مردم هميشه و از هر درى سخن گويند تا آنجا كه در باره خدا هم سخن گويند چون شما آن را شنيديد ، بگوئيد : شايسته پرستش جز خداى يكتاى بيمانند نيست .
4 - امام باقر به زياد فرمود : اى زياد از گفتگوهاى دشمنى خيز بپرهيز كه موجب شك شود و عمل را تباه كند و صاحبش را هلاك نمايد و ممكن است در آن ميان كسى سخنى گويد و آمرزيده نشود ، در زمان گذشته مردمى علمى را كه واگذارشان شده بودند ترك كردند و در طلب علمى كه از آن نهى شده بودند رفتند تا آنجا كه سخنشان به خدا رسيد و سرگردان شدند و كارشان ( در حيرت و دهشت ) به جائى رسيد كه مردى را از پيش او صدا ميزدند و او به پشت سرش جواب ميداد و از پشت سرش صدا ميكردند و او بپيش رو پاسخ ميگفت
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٢٥