تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
يهودى گفت : گواهى دهم كه دين تو حق است و آنچه مخالف آنست باطل ( به حديث - 4 - رجوع شود ) . 7 - زراره گويد به حضرت باقر ( ع ) عرضكردم : آيا خدا بوده و چيزى نبوده فرمود : آرى خدا بوده چيزى نبوده ، گفتم : پس كجا بوده ؟ حضرت تكيه كرده بود ، راست نشست و فرمود : سخن محالى گفتى اى زراره ، چون از مكان لا مكان پرسيدى . 8 - امام صادق ( ع ) فرمود : يكى از دانشمندان يهود نزد امير المؤمنين ( ع ) آمد و گفت اى امير مؤمنان ! پروردگارت از كى بوده ؟ فرمود : واى بر تو ، از كى بوده را به چيزى گويند كه زمانى نبوده ولى به آنچه بوده گفته نشود از كى بوده ، او بدون پيشى پيش از هر پيش است و بدون بعدى پس از هر بعدى است و او را نهايت پايانى نيست تا پايانش بانتها رسد : عرضكرد : آيا تو پيغمبرى ؟ فرمود مادرت مرگت بيند همانا من بنده اى از بندگان رسول خدايم . شرح - از مجموع اين 8 روايت استفاده مىشود كه كلمه « كان الله » ( بوده است خدا ) را نسبت به خدا گفتن از باب ضيق تعبير يا از نظر مشاكلت با الفاظ پيش و پس جمله است زيرا لفظ « كان » اگر چه تامه باشد چون به صيغه ماضى است كيفيتى را براى بودن ثابت كند در صورتى كه مكرر در اين احاديث فرمودند بودن خدا كيفيت ندارد يعنى او بود مطلق و هستى صرف است .

باب انتساب و خويشى

1 - امام صادق ( ع ) فرمود : يهود از رسول خدا ( ص ) سؤال كردند و گفتند نژاد پروردگارت را