و در روايت ديگر است : تا آنجا كه در زمين سرگردان شدند .
5 - امام صادق ( ع ) فرمود : هر كه در باره خدا فكر كند كه او چگونه است هلاك گردد .
6 - و فرمود : پادشاه و الا مقامى در انجمنش نسبت بپروردگار تبارك و تعالى ناروا سخن گفت پس از آن گم گشت و معلوم نشد كجا رفت .
7 - امام باقر ( ع ) فرمود : از تفكر در باره خدا بپرهيزيد . ولى اگر خواستيد در عظمتش بينديشيد در عظمت خلقش نظر كنيد .
8 - امام ششم ( ع ) فرمود : اى پسر آدم : اگر دل ترا پرنده اى بخورد سيرش نكند و اگر بر چشمت سوراخ سوزنى نهند آن را بپوشاند ، تو خواهى با اين دو ( عضو كوچك ) سلطه آسمانها و زمين را بشناسى ، اگر راست ميگوئى اين خورشيد است كه مخلوقى از مخلوقات خداست ، اگر توانستى چشمت را به آن بدوزى چنانست كه تو ميگوئى .
شرح - حاصل روايت اينست كه انسان در برابر ذات بارى تعالى بىنهايت حقير و نادان و ناچيز است و خدا كه واهب خير و معطى كمال او است به او آن استعداد را نداده كه بتواند حقيقت ذات خدا بلكه خيلى كوچكتر از آن را دريابد بدليل اينكه اعضاء رئيسه پيكر او را كه دريچه فكر و عقلش قرار داده كوچك آفريده پس چگونه ميتوان از دريچه و روزنه كوچك بجهان هستى و خالق بزرگتر آن نظر افكند و آن را دريافت .
9 - و فرمود : يك يهودى كه نامش « سبحت » بود خدمت رسول خدا ( ص ) آمد و عرض كرد : اى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٢٦