به نظر مىرسد مدافعان از بردگان حاكم مكه ، راه را بر قافلهء حج عراقى ميان مكه و منى بستند و بيشتر آنان را وادار به فرار كردند ، بدون آن كه بتوانند حج خود را تمام كنند .
در مجموع بايد گفت ، كارهاى قاسم در مكه ، سختگيرانه بود . او با مردم روابط بدى داشت ، اموال كسانى را مصادره كرد و با اين همه ( ادعا شده است كه ) در مكه در روزگارِ قاسم ، براى عباسيان دعا مىشد . « 1 »
بسا رفتار سختگيرانهء او بود كه سبب بلند شدن فرياد گروهى از مظلومان گرديد .
عيسى بن فُلَيته ، عموى قاسم بر وى شوريد و او را از مكه بيرون كرده ، در سال 556 امارت مكه را در دست گرفت . اما تقىالدين فاسى گويد كه قاسم بن هاشم از ترس قافلهء حج عراقى از مكه بيرون رفت و عمويش عيسى امارت را در اختيار گرفت . « 2 »
عيسى بن فُلَيته
هنوز كار عيسى در مكه استوار نشده بود كه قاسم به مكه حمله كرده ، در رمضان سال 557 وى را از مكه بيرون راند . عيسى هم چند روزى بيشتر خارج از مكه به سر نبرد تا آن كه دوباره به مكه تاخت و اين بار قاسم را كشت و مكه را در سال 557 در اختيار گرفت . « 3 »
در سال 557 يا سال پيش از آن ، نورالدين محمود زنگى ، حاكم حلب ، در يك كاروان بسيار بزرگ به حج آمد و اموال فراوانى را در مكه و مدينه انفاق كرد . شايد اين حج يك حج سياسى بود و شاهد آن پيامدهايى است كه در قسمت بعد به آن خواهيم پرداخت .
هامش
( 1 ) . صبح الأعشى ، ج 4 ، ص 271 .
( 2 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 198 .
( 3 ) . همان .