كلياتى در بارهء دوران فاطميان
وضعيت سياسى
به نظر مىرسد علوىگرى كه دورانى طولانى براى گرفتن خلافت از عباسيان مجاهدت كرده بود ، در جريان پيروزى فاطميان كه شيعهء على عليه السلام بودند ، به گونهاى در دورهء مورد بحث تاريخى ما به پيروزى رسيد . اين امر با غلبهء آنان بر بخش مهمى از بلادى كه در گذشته زير سيطرهء عباسيان بود و نيز ايجاد حكومتى مشابه در يمن و دولت ديگرى به اسم قرامطه در بحرين ، منهاى برخى از جنبشهاى وابسته اما كوچك كه در بخشهاى ديگرى از دنياى اسلام موقعيتى به دست آورد ، تحقق يافت و در جمع نشان از غلبهء چيزى داشت كه به رغم برخى از اختلاف نظرها ميانشان ، بايد نامش را تشيع علوى نهاد .
در همين وقت ، اشراف علوى مكه هم قدرت يافتند كه در اين ميان بايد از بانى اصلى آن جعفر بن محمد [ م 380 ] جدّ اشراف ياد كرد كه در پى سقوط دولت اخشيديان در مصر ، دولتش را در مكه اعلام كرد و حكومتش را مستقل نمود .
اين جنبش ، همانگونه كه گفتيم از محدودهء مكه بيرون نرفت و سرزمين تحت فرمان آن تا جده در غرب و تا طائف در شرق بود . از اين رو اين دولت از سوى دولت فاطميان كه همسايهء آن و در مبادى تشيع با آنان مشترك بود ، مورد حمايت قرار گرفت و پايههايش استوار شد و با استفاده از شايستگىهاى خود جعفر به پيروزى و تثبيت رسيد .
جز آن كه با روى كار آمدن فرزندش ابوالفتوح ، مسائل تازهاى مطرح شد و او براى خود