دهد . او براى اين چراغ عمودى نصب كرد و اين نخستين بار بود كه به طور رسمى در مسجد چراغ گذاشته مىشد . تا پيش از آن برخى از همسايگان مسجد روى ديوار خانهء خود چراغ مىگذاشتند تا مردم از نور آنها استفاده كنند . ازرقى در اين باره از جدش عقبة بن ازرق نقل كرده است كه او روى ديوار خانهاش چراغ گذاشته بود تا مردمى كه طواف مىكنند ، از نورش استفاده كنند ؛ اين بود تا آن كه خالد بن عبدالله او را از اين كار منع كرد و خودش چراغى برابر ركن حجر الاسود نصب كرد . « 1 »
در سال 80 به روزگار عبدالملك سيل عظيمى به سمت مسجد آمد و ديوار برخى از خانههايى را كه محيط به مسجد بود ويران كرد . عبدالله بن سفيان ، در اين باره گزارشى براى عبدالملك نوشت و او هم پول فراوانى فرستاد و دستور داد تا ديوارهايى از آهك و گل براى خانههايى كه به مسجد چسبيده هستند بسازد كه مانع از هجوم سيل و نفوذ آب به داخل مسجد شود .
عبدالملك دستور داد تا مسجد را بازسازى كنند آن گونه كه ديوارها را ساخت و سقف آن را با چوب ساج بنا كرد و بالاى ستونهاى موجود با طلا مزيّن گرديد ، به طورى كه روى هر كدام از آنها پنجاه مثقال طلا بود . « 2 » اما در مساحت مسجد توسعهاى نداد . « 3 »
همچنين عبدالملك دو پرده و سايبان از ابريشم و دو قدح شيشهاى به كعبه اهدا كرد كه داخل آن از سقف آويزان شد . « 4 »
زمانى كه وليد به خلافت رسيد ، كارهاى پدرش را در بارهء سقف مسجد خراب كرد و از نو بناى استوارى را روى پايهها و ستونهايى كه از فسيفساء زينت يافته بود بنا كرد و آن را توسعه داد و داخل آن را با سنگ مرمر فرش كرد . سنگهاى مرمر را به دستور او از شام و مصر ، با سرعت به مكه منتقل كردند .
هامش
( 1 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 1 ، ص 193 .
( 2 ) . منائح الكرم ، ج 2 ، ص 45 . « ج »
( 3 ) . عمارة المسجد ، باسلامه ، ص 16 .
( 4 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 1 ، ص 147 .