فإنا أعبد حقا
و إن الله مولانا
پس ما بندگان فرمان بردار اوييم به قبول آن چه افاضه مىكند بر ما و به اظهار صفات عينيهء او در ما ، و عبوديت طالب ربوبيت « 68 » است پس رب و مولاى ما كه مولى نعم و مفيض صفات كماليه است بر ما ، حضرت الله است لا سواه .
و ذكر اسم الله كرد نه غير او از اسماء ، زيرا كه اسم جامع جميع اسماء اوست ، و همه عالم مظاهر او .
و إنا عينه فاعلم
إذا ما قلت إنسانا
و ما - أعنى اعيان عالم - عين حق است ، از آن كه اسماء اوست ، و اسماء از وجهى عين مسمّى است كه آن وجه احديت است .
و معنى « إذا ما قلت إنسانا » آنست كه اگر عالم از حيثيت احديت جمعش تسميه كنى به انسان كبير ، ما عين اوييم . يا اگر گويى كه اوست ظاهر شده به صورت انسان كامل ، پس مسمّى باشد به انسان ، كما قال ، بيت :
سبحان من اظهر ناسوتيه
سرّ سنا لاهوته الثاقب
ثم بدا في خلقه ظاهرا
في صورة الآكل و الشارب
چه ما را در حقيقت انسانيه اشتراك است با كامل . و بر اين تقدير « إنا » از لسان افراد انسان باشد نه عالم .
فلا تحجب بإنسان
فقد أعطاك برهانا
« فلا تحجب » بر صيغهء مبنى للمفعول ، يعنى : هيچ احدى ترا محجوب نسازد به اينكه تو مسمّى به انسانى ، و حق مسمّى به الله .
و بر صيغه مبنى للفاعل ، يعنى : تو محجوب مساز [ 210 - پ ] نفس خود را به اينكه گويى : تو مسمّى به انسانى و حق مسمّى به الله ، زيرا كه حق - سبحانه و تعالى - ترا برهان ذوقى عطا داده است مگر به اعتبار حقيقت عين اويى ، و به اعتبار تعيين و تقييد غير او .
و برهان نقلى نيز در اين معنى واضح است كما قال : « كنت سمعه و بصره » الحديث ، و قال « هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » « 69 » ، و غير اين از اخبار وارد شده در اين معنى . بيت :
هامش
« 68 » قا : رو بيت .
« 69 » س 57 ى 3 .