اسماء تربيت كننده ، و گاهى پاى از طريق تبعيت بيرون نهند به حكم مباينتى كه در ميان رب تو و ارباب ايشان است و به واسطه تنافر كه حاصل است در ميان روح تو و أرواح ايشان .
فحقق قولنا فيه
فقولي كله الحق
يعنى : تحقيق دان و تصديق كن آن چه ما مىگوييم از انوار حق و اسرار خلق كه همه گفتار من عين حق و محض صدق است ، چه اين تحقيقات فايض است بر من از حضرت حكيم عليم به تجلى علمى از مقام تقديس كه منزه است از أغراض و تلبيس .
و در « فتوحات » مىفرمايد كه : « حضرت پروردگار چند بار بر من تجلى كرده كه بندگان مرا نصيحت كن . » ، لا جرم او به افشاى اين اسرار مأمور است و از شائبه تحريف و تغيير بغايت دور .
فما في الكون موجود
تراه ماله نطق
يعنى : در وجود هيچ موجودى مرئى و مشهود نيست كه او را روح مجرّد ناطق نباشد به زبانى كه لايق اوست . قال الله تعالى : « وَإِنْ من شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » « 6 » . يعنى هيچ چيز نيست كه ناطق به تسبيح و حمد الهى نباشد اما شما تسبيح ايشان را نمىيابيد ، لا جرم تأويل مىكنيد و مىگوييد ، بيت :
كو چو از تسبيح يادت مىدهد
آن دلالت عين گفتن مىبود
اين بود تأويل اهل اعتزال
واى آن كس كو ندارد نور حال
چون ز حس بيرون نيامد آدمى [ 146 - ر ]
باشد از تصوير عيسى اعجمى
كرده اى تأويل حرف بكر را
خويش را تأويل كن نى ذكر را
و در احاديث صحيحه وارد شده كه : « ان المؤذن يؤذن فيشهد له مدى صوته من رطب و يابس » .
و شرايع و نبويّات به امثال اين مشحون است و سماع و رؤيت عيانى اهل كشف نيز بدان مقرون . بيت :
هامش
« 6 » س 17 ى 44 .