خلقيه اعتبار ( 1 ) كنى ، آن را مقام فرق و كثرت خوانند ، و اين را ( 2 ) عالم ملك و شهادت گويند و اگر مظاهر خلقيّه را در ذات مستهلك يا بى ( 3 ) ، آن را مقام جمع دانند .
اى عزيز بدان كه : نزد اهل كشف و تحقيق ( 4 ) ، وجود مطلق يكى بيش نيست ، و آن وجود حق ( 5 ) است ، و وجود جميع موجودات بدان حضرت منتهى مىشود ، و آن حضرت منتهاى ( 6 ) همه است و اين وجود را در هر عالمى از عالمهاى ( 7 ) مختلف ظهوريست و حضرات كليّه پنج است ، كه آن را حضرات خمسه گويند ( 8 ) ، و هر حضرتى را از ( 9 ) آن حضرات عالمى نامند ( 10 ) :
حضرت اول هويّت غيب مطلق ( 11 ) است [ كه ] آن را حقيقة الحقائق خوانند ، و آن حضرت اشارت پذير نيست ، و از ( 12 ) آن حضرت به هيچ نوع عبارت ( 13 ) نتوان كرد ، و عقول و افهام مخلوقات را به پيرامن سرادقات كبرياى ( 14 ) آن راه نيست ، بل ( 15 ) اين مقدار به نور كشف محقّق گشته است كه ( 16 ) : درين عالم حق تعالى از ذات خود به ذات خود تجلَّى فرمود ، و آن تجلَّى ( 17 ) از حضرت احديّت بود نه از امرى خارج يا فيضى زايد بر ذات خود . و بدان ( 18 ) تجلَّى ، در خود ، نفس رحمانى ظاهر كرد ، كه آن هيولاى ( 19 ) كليّه است ، و اين علم ذات است بذاته و هر چه دروست ، و اين ( 20 ) طايفه اين را تعيّن اول گويند ، و جميع اعيان ثابته در حضرت ( 21 ) اين علم ، به صورت عقل ( 22 )
هامش
( 1 ) ب : اعتبار آن را .
( 2 ) د ، س : و آن عالم را - ب : و آن را عالم .
( 3 ) ب : يا بى مقام جمع .
( 4 ) د ، س : شهود .
( 5 ) آ : وجود حق است كه وجودات بدان حضرت منتهى مىشود .
( 6 ) س : منتهى .
( 7 ) ب : از عوالم مختلفه .
( 8 ) د ، س : خوانند - آ : مىخوانند .
( 9 ) ب : پنج است كه آن را و هر حضرتى را از حضرات عالمى نامند .
( 10 ) آ : خوانند .
( 11 ) ب : مطلقه .
( 12 ) ب : و آن .
( 13 ) آ : نتوان عبارت كرد .
( 14 ) د ، س : كبريايى .
( 15 ) د ، س ، و : بلى - آ : بلكه .
( 16 ) س ، آ : كه حضرت صمديّت - عز اسمه .
( 17 ) ب : تجلى در حضرت احديت بود .
( 18 ) ب : بدان تجلى - آ : و بدان و تجلى .
( 19 ) آ ، س : و : هيولى - ب : هيولاى كليات و آن عالم ذاتست .
( 20 ) ب : و اين طايفه را .
( 21 ) س : درين حضرت .
( 22 ) س : عقلى .