عالم غيب يا حضرت اول ، هويت غيب مطلق است آن را حقيقة الحقائق نيز ناميدهاند و آن حضرت ، اشارت پذير نيست ، كه آن عالم اعيان ثابته و عالم امر است « 150 » .
كليد اين عالم را عرفا اسماى ذاتيهء خداوندى قلمداد كردهاند و اين اسما ، همان اسماى سبعه يا امهات اسماست كه از حضرت علم ايجاد مىگردند « 151 » .
يا گفتهاند چون ظهور ذات با جميع اسما و صفات در يكى ازين حضرات وجوب و امكان و امتناع است ، لذا اين سه حضرت را مفاتيح غيب ناميدهاند . . . اما وجود صفتى است شامله ذات متعاليه را و امكان ممكنات را و امتناع ممتنعات را ، و اين حضرات سه گانه را مفاتيح غيب « 152 » مىخوانند .
جنّات حق
حق را هم سه جنّت است : اول آن اعيان ثابته است كه حق بدان مستتر مىشود و ديگر عالم أرواح و سيم عالم شهادت « 153 » . . . اعيان ثابته همان حضرت علمى است و عالم أرواح ، همان عالم عقل و حضرت اسماى خداوندى است و عالم شهادت همان عالم ملك و ملكوت و انسان است .
مرتبهء انسان يا مرتبهء طبيعت كليّه
مرتبهء انسان نزد حق ، مرتبهء طبيعت كليّه است كه محل انفعال و تصرفات حق است به بث نفس رحمانى « 154 » . . . كه آن مبدأ فعل و انفعال و قابل جملهء تأثيرات اسمائى است « 155 » . اين مرتبه را مرتبهء جمعيت الهيه و مرتبهء مرآتى حق و مقام خلق . . . مىنامند .
عزيز الدين نسفى در بارهء اين مرتبه گويد :
هامش
« 150 » متن ، ص 6 - 10 .
« 151 » متن ، ص 410 .
« 152 » متن ص 93 ، و براى تعاريف اين اصل فلسفى ، رك : محمد سنگلجى ، همان كتاب ، ص 75 - 76 - 77 .
« 153 » متن ، ص 190 .
« 154 » متن ، ص 518 .
« 155 » متن ، ص 27 .