جواب : اين عبارت در مسالك هم مذكور است وآنچه الحال به خاطر حقير
مىرسد در فرض ، اين است كه مثلا بايع متاع خود را مىفروشد به چهار تومان فلوسى ،
كه هشت عدد اشرفى نو بگيرد در عوض ، به اعتقاد اينكه هشت عدد اشرفى مساوى
چهار تومان فلوس ، است وبعد از آن معلوم مىشود كه متاع پنج تومان فلوس مىارزيده ،
وهشت عدد اشرفى هم مساوى چهار تومان وهشت هزار دينار 1 بوده ، پس بايع مىتواند
ادعاى غبن بكند در مطالبهء غبن دو هزار دينار نقصان . ومشترى مىتواند كه ادعاى
غبن بكند كه من هشت عدد اشرفى را به اعتقاد اينكه چهار تومان است ، در عوض
چهار تومان فلوس ، دادم . الحال كه معلوم شد بيشتر است ، اشرفىها را مىخواهم ، در
معامله اشرفى مغبونم گو در أصل معامله مغبون نباشم .
وثمره اين در وقتي ظاهر مىشود كه در اين وقت از براي اشرفى خصوصيتى از
براي أو باشد كه پول ديگر ، آن خاصيت ندارد . پس مانعى ندارد كه در أصل معامله
دعوى غبن نتواند كرد ، ودر خصوص اشرفى تواند كرد .
49 - سئوال : هر گاه زيد ، حيواني را در معرض بيع
در آورد ، با ظن به عدم حمل ، بدون قيد وشرطي ، وعمرو هم
ابتياع نمايد با ظن به عدم حمل ، بدون شرطي ، بعد از آن حيوان بزايد . آيا اين ولد مال
كيست ؟
جواب : اشهر واظهر در صورت مزبوره اين است كه حمل مال بايع باشد . وأحوط
مصالحه است والله العالم .
50 - سئوال : آيا ربا حرام است در ما بين پدر ومادر وفرزند ، ومولى ومملوك .
وزوج وزوجه ، وكافر ومسلم ، وشيعه وسنى ، يا نه ؟ - ؟ .
جواب : ربا در ما بين أهل اسلام حرام است وفرقى ما بين شيعه وسنى نيست .
و
هامش
1 : تومان واژه تركى معادل ونيز به معناى ده هزار ، است در آن زمان هر تومان ده هزار دينار ( دينار إيراني )
بود اصطلاح " دو هزارى - سه هزارى - دوزارى ، سه زارى " از آن زمان مانده است