بلندى برود به جهت تفحص ، آفتاب در آيد ، ولى اشكال در أواخر وقت است ، در مثل نماز
ظهر وعصر ومغرب وعشا كه آيا با امكان استعلام مىتواند به استصحاب عمل كند
وظهر را مقدم دارد يا مغرب را ، يا بايد استعلام كند ، زيرا كه شايد وقت مختص عصر
وعشا باشد وبايد دانست كه معيار در تعيين وقت از براي عصر يا عشا ، مظنه است
واستصحاب ، هر چند قابل افاده ظن است ، لكن نه چنين است كه همه جا مفيد ظن باشد ،
پس افاده آن ظن را در وقتي است كه اماره منحصر در اين باشد .
اما هر گاه كسى مثلا در ميان خانه نشسته ودر خانه پوشيده است وبه گشودن
در ، مى تواند استعلام كرد ، در اين وقت مجرد استصحاب ، مفيد ظن نيست ، زيرا كه شايد
در اين وقت ، در را باز كند خلاف آن ظن ، ظاهر شود ، در اين صورت عمل به استصحاب
نمىتواند كند ، زيرا كه ظني طه از اين حاصل مىشود ظن معلق است نه ظن
نفس الامرى وآنچه حجت است ظن نفس الامرى
است نه ظن مشروط ، وبه عبارت أوضح ، مكلف در اينجا دو تكليف دارد ، يكى اينكه ظهر
وعصر ، هر دو را بكند ، مادامى كه يقين دارد به بقاى وقت به مقدار هر دو ، يا ظن
استصحابى دارد ، ودوم اينكه عصر تنها را بكند در وقتي كه وقت به مقدار عصر باقي
مانده چون تحديد اين ممكن نيست در عادت الا به ظن ، زيرا كه امكان حصول يقين به
اينكه زيادة از وقت عصر تمام نمانده غير حصول يقين به بقاء مقدار عصر است .
وحصول ظن در اينجا به استصحاب ، بي معنى است ، بلكه بايد به امارات ديگر
باشد والحاصل آنچه از شرع رسيده ، اين است كه مقدار نماز عصر وعشا در آخر وقت ،
مختص عصر وعشاست ، نه اين كه بايد ظهرين وعشائين را به عمل آورد ، مگر در صورتي
كه علم حاصل شود كه به قدر عصر وعشا باقي مانده ، پس ما مكلفيم به عصر وعشا ،
در آن وقت در نفس الامر . ولازم نيست اجتهاد در تحصيل علم يا ظن به آن ، ودر اجتهاد
ملاحظه همه أدله وامارات متعارضه بايد كرد واكتفا به يكى از آنها نمىتوان كرد ،
چنان كه در مسئله " لزوم فحص از مخصص " در عمل به " عام " محقق شده است .
262 - سؤال : اگر كسى پيش از مشغول شدن به نماز ، جامهاش نجس شده است