تقريبي " ولهذا اجمعنا على أنه لو أوقع افعالا بنية ركعة معينة من الصلاة فتبين انه
في غيرها صحت صلاته مع أن الترتيب بين الافعال واجب " ، ودر آنجا سخنهاى ديگر هم
گفته است كه مناسب اين مقام است .
وأيضا بنابر تحقيق كه نيت همان " داعى بر فعل " است ، أو را بر اين ركعت وا داشته
وآنكه افعال ركعت ديگر را در آن بجا آورده مقتضاى اخطار ببال است ، مثل اين كه تكبير
گفت به قصد نماز ظهر وسهولا در هر دو ركعت تسبيحات اربع خواند به گمان اخيرتين
وبعد از سلام در ركعت دوم ، به خاطرش آمد ، بر مىخيزد ودو ركعت ديگر را به تسبيح
يا حمد تنها مىخواند . وأيضا اطلاقات و " ترك استفصال " هم دلالت دارد .
260 - سؤال : از آخر وقت مقدار چهار ركعت كامل الاجزاء باقي است ، هرگاه
مصلى اقتصار به حمد تنها نمايد پنج ركعت را در مىيابد وهرگاه با سوره بخواند چهار
ركعت را ، آيا چنين وقت مختص است يا مشترك ، ومصلى چه كند ؟
جواب : وقت مختص است وبايد سوره را بخواند ، چون اظهر واشهر وجوب است .
261 - سؤال : اگر كسى شك در خروج وقت نماز داشته باشد ، بعد از آنكه علم
به دخول داشت ، آيا وقت را مستصحب مىتواند داشت يا نه . در صورتي كه تشكيك به
جهت مانعى باشد مانند ابر ، يا بدون مانع ، با امكان علم به پرسش از غير ، يا ملاحظه
كردن خودش ، يا بدون امكان ؟
جواب : در صورت حصول مانع ، مثل ابر وغبار يا محبوس بودن وعدم امكان
استعلام وأمثال آنها ، اشكالى نيست در جواز اكتفاء به استصحاب ، واين معنى كه به
قصد ادا بكند ، واما در صورت عدم مانع وامكان استعلام حال ، پس دور نيست كه در آن
نيز اكتفا به استصحاب كند وبه قصد ادا بكند ودور نيست كه هرگاه چنين باشد نيت را
مرددا كند ، يعنى اين نماز را مىكنم اگر وقت باقي است والا قضاى همين نماز باشد
وبهتر اين است كه در صورت أول ، يعنى آنكه مانع موجود باشد ، همچنين كند .
واز اين باب است آن صحرتى كه خوف دارد كه به سبب استعلام ، وقت در رود ،
مثل كسى كه از خواب بيدار شود ومظنه طلوع آفتاب كند وخوف دارد كه هرگاه به