ترك يك ركوع نفس الامرى است . ونمىدانيم اين است يا آن ونسبت ارتكاب مكلف به
هر يك از آنها على السوية است .
مگر اين كه كسى بگويد كه عروض حالتي كه منشأ ترك است از غفلت وبي خبري ، أصل
تأخر آن است وآن هم نفعي ندارد وچون ملاحظه آن حالت وغفلت خاص ، كه سبب هر يك
از آنهاست هم ، مثل خود آنهاست .
وليكن مىگوييم استصحاب وأصل برائت وعموم " الصلاة على ما افتتحت عليه " ،
واينكه وارد شده است در اخبار كه فقيه بايد اجتهاد كند وحيله كند ونماز خود را باطل
نكند ، اقتضا مىكند كه بنا را بر اين بگذاريم كه از ركعت دوم ، ترك شده وچون مادامى كه
داخل سجده دوم نشده موضع تدارك آن نگذشته است على الأقوى زيرا كه معيار بطلان در
مسئله ، لزوم تعدد ركن است وبدون آن ( 1 ) تعدد ركن لازم نمىآيد ، پس برگردد وركوع را
بجا آورد وبه سجده رود واحتياط در اين است كه اعاده هم بكند .
199 - سؤال : كسى در نماز ، سر به سجده گذاشت وبه علت آنكه تاريك بود ومكان
سجده را نمىديد يا مىديد وچنان اتفاق افتاد كه أصل جبهه به موضع سجود نيامد از
طرف يسار يا يمين ، جبهه به موضع سجود آمد در همان حال سر خود را قدرى بردارى
وعين جبهه را به موضع سجود گذارد ، نماز باطل است يا نه ؟
جواب : نماز صحيح است وبهتر اين است كه جبهه را بر ندارد ، بلكه همچنان كه هست
جبهه را بكشاند تا بر ما يصح السجود عليه قرار گيرد .
200 - سؤال : اين ضعيف ، از اين محل كه الحال ، سكنى دارم ، تا آنجا كه قبل از اين ،
توطن داشتم تخمينا هفت فرسخ است ودر آنجا باز قدرى رقبات دارم ، لكن قطع نظر از
سكناى آنجا نمودهام . گاهى كه اتفاق افتد كه به آنجا روم ، نماز را تمام كنم يا قصر ؟
جواب : اظهر اين است كه هرگاه قصد أقامت در آنجا نمىكنى بايد قصر كرد ، هم در
راه وهم در آنجا . وهرگاه قصد دارى كه آنجا ده روز بمانى تمام كن در راه ودر آنجا ، ولكن
هامش
1 : يعنى : بدون دخول به سجده دوم .