وجود داشته وصد البتة كمتر توانستهاند در اين گريزپايى موفق شوند واز دسترس
رياست دور بمانند وبالآخرة رياست خودش را به آنان رسانيده است .
حوزه درسى ميرزا در قلعه بابو پا نگرفت . تجربههاى متوالى ومتعدد ، أو را به شهر
قم هدايت كرد . شايد به نظر أو قم آن روز ، هم يك اجتماع بود وهم از مزاياى انزوا
برخوردار بود . قم كه دورانى مهد فقها ومحدثين بود وبارها رونق علمىاش أوج گرفته
وفراز ونشيبى را طي كرده بود . اينك از همهمه درس وبحث خالى ومسكن زهاد وعباد
است . كه شايد ميرزا را هم در زمره آنان قرار دهد ودر عين حال از درس وبحث هم
محرومش نكند . اما چنين نشد با ورود ميرزا حوزه علميه قم جان گرفت وخاطرههاى
گذشته را به ياد آورد .
ميرزا را به جد بايد حلقه اتصال قم عتيق با قم جديد ناميد . أو مرجعيت قم را مجددا
احياء كرد ووجود أو مسلم كرد كه قم نمرده است . تجديد حياتي كه أو به قم داد واز
سقوط روزافزون قم جلوگيرى كرد زمينه را براي قدوم مرحوم حاج شيخ عبد الكريم
حائري ( 1 ) مؤسس حوزه علميه جديد قم ، آماده كرد يعنى موجى كه ميرزا ايجاد كرده بود
بيش از يك قرن تدوام داشت .
محقق قمى كتابهايش را در شهر قم نوشته ودر آن شهر به مقام مرجعيت رسيده
است . تا آخر عمر در آن شهر زيست ودر آنجا نيز مدفون گرديد .
مدفن ميرزا :
در سال وفات ميرزا هنوز صحن بزرگ حرم حضرت معصومه عليها سلام ساخته نشده
بود . إيوان طلا وصحن كوچك نيز در عصر خود ميرزا به دستور فتحعلى شاه ساخته شد .
حرم در گوشه قبرستان بزرگى قرار داشت . ميرزا را ( تقريبا ) در وسط آن ودر موازات قبر
هامش
( 1 ) : حوزه علميه قم از عصر أئمة طاهرين ( ع ) بوده وهست وهرگز قم بدون حوزه نبود . ليكن فراز ونشيبهايى
را طي كرده است . ميرزا در يكى از مقاطع نشيبى آن ، آمده وجريان حوزه را رو به فراز برگردانيده است .
علت اين كه ميرزا نتوانست كارى را كه مرحوم حائري بعدها انجام داد ، انجام دهد ، خصوصيت فتواى وى
در مورد خمس بود . ميرزا نمىتوانست چيزى از خمس را براي تقويت حوزه خرج كند زيرا أو خمس ( هم
سهم امام هم سهم سادات ) را كلا مال سادات مىدانست وبدين ترتيب دستهايش بسته بود كه اعتلاى
حوزه قم حدود يك قرن به تأخير افتاد .
در اين مورد نگاه كنيد به باب خمس همين كتاب [ كتاب الشتات ]