بنابراين ، دو دليل پيشين در تفسير آيهء مورد تأكيدند . و اگر گفته شود : آيا گروهى از مفسّران [ ضمير ] « ه » را در آيهء إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ « 1 » به « سؤال » برنگرداندهاند ؟ بدين معنى كه خواهش تو ، خواهشى است كه بدان علمى ندارى ؛ كارى ناشايست و نادرست است . چه اينكه اين خواهش از ناحيهء نوح عليه السّلام صادر و گفته شده است : إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ « 1 » يعنى او را نجات ده همان گونه كه اهل مرا نجات دادى . در پاسخ مىگوييم : لزوما « ه » در جملهء مزبور به « سؤال » برنمىگردد . بلكه مرجع ضمير « ابن » بوده ، تقدير ( فرض ) جمله چنين است : إنّ ابنك ذو عمل غير صالح ( پسرت صاحبكار و عملى ناشايست است . ) كه در آن مضاف ، حذف و مضافاليه به جاى آن قرار گرفته است . سرودهء « خنساء « 2 » » صحت اين تأويل را گواه است كه :
منظور او در اين شعر « ذات اقبال » و « ذات ادبار » بوده است . [ يعنى مضاف حذف و مضافاليه به جاى آن آمده است ] . گروهى نيز اين وجه را قبول داشته مىگويند : معنى إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ « 1 » آن است كه اصل وجود او [ ثمرهء ] كارى ناصالح بوده است . چه اينكه در خانهء او متولد شده اما فرزند او نيست . اين پاسخ كسانى است كه معتقدند او واقعا پسر نوح عليه السّلام نبوده است امّا رأى ما بر خلاف آن مىباشد . زيرا همين آيه با نصب [ عمل ] و كسر ميم [ عمل ] و نصب « غير » [ غير ] خوانده شده است [ يعنى آن فرزند ، عملى ناصالح انجام داده است ] كه در آن صورت هيچ شبههاى در بازگشت معنى جمله به فرزند نوح [ نه به سؤال ] . وجود