راويان پيش از خود اشارهاى ننموده است . از طرفى بنا به نظر بغداديان ( علماى بغداد ) ، حسن ، چيزى از « سمره » نشنيده است [ و نمىتواند راوى او باشد ] .
از بعد ديگرى نيز سستى اين روايت آشكار است و آن اينكه شخص « حسن » ، خلاف اين روايت را از « خلف بن سالم » و او به نقل از « اسحاق بن يوسف » و او از « عوف » و وى از حسن در شرح آيهء
فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما
« 1 » نقل نموده است او در آن روايت مىگويد : آنان مشركانند [ نه آدم و حوا ] .
و ديگر آنكه در مقابل اين حديث ، بنا به روايتى از « سعيد بن جبير » ، « عكرمه » ، « حسن » و ديگران ، نمىتوان به آدم و همسرش عليهما السّلام نسبت شرك داد و منظور آيه جز آن دو مىباشند و اين نقل يك جمله روشن و صريح است .
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) آيهء 190 .