قل للذى طلب السّماحة و النّدى * هلّا مررت بآل عبد مناف
هلّا مررت تريد قراهم * منعوك من ضرر من اكناف
و الخالطين فقيرهم بغنيّهم * حتّى يكون فقيرهم كالكاف
و الموعدين بكل وعد صادق * و الراحلين برحلة الايلاف
عمرو العلى هشم الثريد لمعشر * كانوا بمكة مسنتين عجاف
« به كسى كه دنبال جوانمردى و كرم مىگردد ، بگو : آيا نزد خاندان عبد مناف رفتهاى ؟ آيا نزد آنها نرفتهاى تا تو را از گرسنگى و دربهدرى نجات دهند ؟ خاندانى كه در زمان سختى ، به ديگران كمك كردند ، بهطورىكه نيازمندان را بىنياز نمودند . وعدههاى آنان راست بود و كاروانهايى را براى ايجاد الفت و دوستى به راه انداختند . عمرو العلى ( هاشم ) نانها را براى مردم خرد كرده و تريد مىكرد در حالى كه قحطى و گرسنگى گريبانگير مردم مكه شده بود . »
ابن ابى الحديد مىگويد : هاشم ، قبل از حفر چاه زمزم ، حوضهاى مخصوصى را در محل آن قرار مىداد و از آب چاههاى مكه در آن مىريخت تا حاجيان از آن آبها بنوشند . هاشم اولين اطعامش را يك روز قبل از روز ترويه شروع مىكرد و در مكه ، منى ، عرفات و مشعر به مردم غذا مىرساند . تريدى از نان و گوشت و روغن و سويق « 1 » و خرما به حاجيان مىداد . آب را به منى مىبرد ؛ چون آب در آنجا كم بود و به حجاج مىرساند تا اينكه مراسم حج تمام مىشد و حجاج به شهرهاى خود باز مىگشتند . « 2 »
ابن ابى الحديد مىگويد كه زبير گفت : تجارت قريش فقط در حدود
هامش
( 1 ) . غذايى از آرد نرم .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 15 ، ص 210 .