كعبه مىگذاشتند و آب گوارا را در آن حوضها مىريختند و به حاجيان مىدادند .
اطعام در زمان جاهليت به اين شكل بود كه قريشيان اموال و پولهايى را در تمام سال تهيه مىكردند و به قصىّ مىدادند تا با آنها ، غذايى درست كند و به حاجيان و فقرا دهد . بعد از او عبد مناف و بعد از عبد مناف ، هاشم عهدهدار اين كارها شد .
هاشم هرساله به اين كارها ادامه مىداد و از سود فروش چيزهايى كه از قريشيان گرفته بود اطعام مىكرد و اين كار در زمان جاهليت مرسوم شد . در اسلام نيز اين كار انجام مىشد و خلفاء ، هرساله در منى اطعام مىكردند .
هاشم به اين كار خود ادامه داد تا اينكه در يكى از سالها ، قحطى شديدى گريبانگير مردم شد . هاشم به سوى شام رفت و اموالى را كه نزدش بود فروخت و با آنها نان خريد . در هنگام حج شترهايى را كشت و با آنها آبگوشت درست كرد و نانها را خرد كرده و در آنها تريد مىكرد و گرسنگى مردم را بر طرف مىنمود . به همين خاطر بود كه اسم او را هاشم ( خردكننده نان ) گذاشتند .
گفتهاند كه : هنگامى كه مردم دچار قحطى شدند ، هاشم عدهاى را جمع كرد و دو كاروان تابستانى و زمستانى تشكيل داد . كاروان زمستانى را به سوى يمن و كاروان تابستانى را به سوى شام فرستاد و سود تجارت آنها را بين فقير و غنى تقسيم كرد ، بهطورىكه فقيران بىنياز شدند . « 1 »
دراينمورد ابن زبير سهمى گفته است :
هامش
( 1 ) . زاد المسير ، ج 8 ، ص 315 .