تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
مىگويد : سه روز قبل از آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وفات نمايد ، جبرئيل نزد ايشان آمد و گفت : اى احمد ، خداوند مرا به خاطر بزرگداشت تو فرستاده است و به‌خصوص در مواردى كه خداوند به آنها آگاه‌تر است ، از تو سؤال مىكند : اى محمد ، حالت چطور است ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى جبرئيل ! من ناراحت و غمگين هستم . هنگامى كه روز سوم فرارسيد جبرئيل ، عزرائيل و فرشته‌اى به نام اشميعيل و هفتاد هزار فرشته نزد آن حضرت آمدند . جبرئيل گفت : اى احمد ، خداوند مرا به خاطر بزرگداشت تو فرستاده و به‌خصوص در موردى كه خداوند به آن آگاه‌تر است ، از تو سؤال مىكند : حالت چطور است ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى جبرئيل ! من ناراحت و غمگين هستم . عزرائيل اجازه خواست ، جبرئيل گفت : اى احمد ، ملك الموت از تو اجازه مىخواهد ، او تا به حال از كسى اجازه نگرفته و بعد از اين هم اجازه نخواهد گرفت . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اجازه داد . عزرائيل جلو آمد و در مقابل پيامبر ايستاد و گفت : اى احمد ، خداوند مرا به سوى تو فرستاده و به من دستور داده است كه مطيع اوامر تو باشم . اگر بخواهى روح تو را مىگيرم و اگر نخواستى ، اين كار را انجام نمىدهم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آيا انجام مىدهى ؟ اى فرشتهء مرگ ! عزرائيل گفت : بله ، هرچه دستور دهى ، انجام مىدهم . جبرئيل گفت : اى احمد ، خداوند متعال مشتاق ديدار توست . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى عزرائيل ، آنچه به آن مأمور هستى ، انجام